انجمن شاعران اهل بیت علیهما سلام
جلسه اول رویکرد اعتقادی به مقتل - استاد جواد حیدری

کارگاه آموزشی

جلسه اول رویکرد اعتقادی به مقتل - استاد جواد حیدری

جلسه اول رویکرد اعتقادی به مقتل         

هدف از برگزاری این جلسه در دو جمله خلاصه می‌شود:

  • 1-اعتقادمان نسبت به مقتل چیست؟
  • 2-مقتل اعتقادی چیست؟

در زمان نوجوانی، خیلی به دنبال کتاب مقتل می‌گشتم تا این­که بزرگی حرفی به بنده زد و این حرف خیلی کاربردی بود، ایشان گفتند که همه چیز در مقتل نیست، امام شناسی­ات را قوی کن.

الآن چیزی که هم برای مداحان و هم برای شعرا در بحث مقتل اولویت دارد؛ همین امام­شناسی و اصول عقاید است.

اگر مباحث کلیدی اعتقادی را یاد بگیریم در روبرو شدن با مقتل، می­توانیم در مدّاحی و شعر گفتن، به نحو احسن، هرجا و به هر نحو که بخواهیم از این منبع تاریخی استفاده کنیم.

منابعی را باید قبل از روبرو شدن با مقتل خواند، مانند:

  • اصول عقاید آیت ا... مصباح یزدی
  • آذرخشی دیگر از آسمان کربلا از آیت الله مصباح یزدی
  • کتب شهید مطهری
  • و بهتر از همة این‌ها به نظر بنده کتاب­های آیت الله جوادی آملی است.

به عکس ذهنیتی که نسبت به کتاب­های آیت الله جوادی آملی وجود دارد، که پیچیده و دیر یاب است، خیلی روان است. به عنوان مثال کتاب «ادب فنای مقرّبان» که شرح ایشان از زیارت جامعه­ی کبیره‌ است، شاهد خوبی برای روانی کلام این بزرگوار می‌تواند باشد.

یک سری کتاب نیز در زمینه خود مقتل وچود دارد که باید مورد توجّه قرار بگیرد، که  به نظر بنده یکی از بهترین این منابع، مچموعه مقاتلی است که کتاب‌های مرحوم آیت الله دربندی نوشته­اند، مانند: «اسرار الشهاده»، ‌»جواهرالایقان» و «سعادات ناصریه».

شاعرانی که به دنبال مضمون برای سرایش شعر هستند، می­توانند به این منابع کاربردی مراجعه کنند:

  • 1-قرآن : (مقتل در قرآن) که مضامین بسیار نابی دارد. ما نیاز نداریم برای شعر و روضه­ای مانند گودال یا روضة گودال، این­قدر صریح و مستقیم، به اصل واقعه اشاره کنیم. به عنوان مثال، مضمون یکی از آیات سوره­ی طه، اشاره دارد که حضرت موسی -علیه السّلام- برای خانواده­ی خود به دنبال آتش می­رود، به درختی می‌رسد که مظهر و جلوه­ی یکی از ظهورات خداوند شده است. ندا می‌آید که فاخلع نعلیک. در محضر یک درخت امر به ادب می‌شود، به نظر شما در محضر انسان کامل باید چگونه بود؟ و درباره‌ی او چگونه باید سخن گفت؟ باید معنی حرمت را درک کنیم.

    یکی از مواردی که در میان شاعران کم­رنگ شده است، شناخت امام و مبانی اعتقادی است. چیزی که در شعرهای هیئت زیاد به چشم می‌خورد، مادّی سخن گفتن است که باید جلوی آن گرفته شود، مثلا در جایی که اجزای اسلحه‌های دشمنان نام برده می­شود. قبلا فقط شمشیر بود و الآن از عباراتی مانند: ته و نوک و وسط شمشیر استفاده می‌شود. اگر توجّه شود، می­بینیم که جدا از بی­سند بودن این عبارات، چقدر فیزیکی و مادّی با بزرگترین واقعه‌ی تاریخ برخورد شده است.

  • 2- ادعیه: منبعی که مضامین نابی در خود دارد و از آن با عنوان «مقتل در ادعیه» یاد می­شود. در دعای عید فطر که منسوب است به امام سجاد -علیه  السّلام- آمد: یا من یرحمه من لا یرحمه العباد : «ای خدایی که رحم می‌کنی به آن کسی که هیچ بنده ای به او رحم نمی‌کند». در این عبارت، هم محتوای تربیتی و دعایی وجود دارد و هم رگه هایی از روضه را در آن دیده می­شود.
  • 3-خطبه ها: یکی دیگر از بهترین منابع مقتل، که کسی نمی‌تواند ایرادی از آن بگیرد، خطبه­هایی است که اهل بیت -علیهم السّلام- ایراد فرموده­اند. امام سجاد -علیه السّلام-، در خطبه­ای که بیرون از شهر مدینه خوانده­اند، می­فرمایند: اگر جد ما به جای این همه سفارش دربارة اهل بیتش،‌ امر به شکنجه­ی ما می‌کرد، بیش از این بی­حرمتی که با ما در کربلا کردند، نمی‌توانستند بکنند.

    دست برای مضمون روضه باز است اما اینکه حرف را به چه نحوی و چگونه و کجا بیان کنیم مهم است.

  • 4- نهج البلاغه: امیرالمؤمنین در ذیل موضوع غصب خلافت، در «خطبه­ی شقشقیه» می‌فرماید:

«مصیبتی که به ما وارد شد کودک را پیر می‌کرد و پیرها را از بین می‌برد».

چند سال پیش خدمت یکی از مراجع قم رسیدیم ایشان فرمودند: عالم بزرگی چلّه گرفت تا زوایای واقعه‌ی کربلا را ببیند، ‌ تمام کربلا را به او نشان دادند، الّا گودال قتلگاه؛ ایشان می‌فرمود: قتلگاه را دودسته فقط می‌بینند: یا باید از اعلی­علیّین باشند یا اسفل السّافلین، به این علّت باید اسفل السّافلین هم آن­جا را ببیند، زیرا باید به هدف تباه خود متوجّه شود و برسد.

ما باید در باب امام شناسی قوی باشیم، یکی از بهترین کلیدهایی که به ما در شعر گفتن کمک می‌کند این جمله است که حضرات معصومین فرمودند: لا یقاس بنا احد: «هیچکس را با ما قیاس نکنید».

شخصی خدمت امام صادق -علیه السلام- رسید و عرض کرد:، مگر پیغمبر نفرموده­اند که آسمان زیر سقف خودش صادق­تر از ابوذر ندیده است؟ امام فرمودند: بله، ‌گفت: پس شما چه؟ حضرت فرمود: «لا یقاس بنا احد».

حتّی نباید حضرت عباس -علیه السلام-  و حضرت زینب -سلام الله علیها- را با چهارده معصوم قیاس کنیم  و همین­طور این دو بزرگوار را با صحابه.

سیّد احمد مستنبط صاحب کتاب «القطره» که شخصیت بسیار والایی دارد، درباره حضرت سلمان تحقیق می‌کرد،‌ به نقطه ای رسید که بین حضرت سلمان و حضرت عباس -علیه السّلام- قیاس کرد تا ببیند کدامشان مقام بالاتری دارد. امیرالمؤمنین علیه السّلام- به خوابش می‌آید‌ و می‌فرماید: عباس من اگر به همه عالم نگاه کند همه را سلمان می‌کند.

باید به این قیاس­ها توجه زیادی شود، گاهی در شعرهایی که در شور سینه­زنی خوانده می‌شود، این مضامین نادرست به چشم می‌خورد، مثلا: «آقا! روی ما حساب کن شبیه اکبرت» یا «کلُّنا عبّاسک یا زینب».

امام رضا -علیه السلام- وقتی هجده تن از بنی هاشم را که در کربلا بودند، نام می‌برند، ‌می‌فرمایند: «لا شبیهون لهم فی الارض».

بنابراین ما باید در اشعارمان حریم­ها را حفظ کنیم. متأسّفانه خیلی از خط قرمزها دارد شکسته می‌شود. اگر اهل بیت، شاعران را به شعر گفتن در باب «مرثیه» تشویق­کرده­اند، باید این سُرایش به صورت هنرمندانه باشد.

امام حسین علیه السّلام- در شعر «لیتکم فی یومِ عاشورا»، می‌فرماید: «با تیر سیرابش کردند». این عبارت در عین این­که مرثیه است؛ امّا شاعرانه گفته شده.

اوایل انقلاب، مردم با روضه­ی حضرت زهرا علیها السّلام- آشنایی نداشتند و مراسم ایّام فاطمیّه خیلی کم برگزار می‌شد. در آن شرایط لازم بود برای این­که این ماجرا به فراموش سپرده نشود، روضه­ی حضرت زهرا علیهاالسّلام- خوانده شود. آن زمان و در دوره­ای، نیاز بود که روضه‌های باز خوانده شود؛ امّا در عصر حاضر، همه با روضه آشنایی دارند.

امروز باید با هنرمندی شعر گفت و روضه خواند و نباید کشف شاعرانه فراموش­مان شود.

نمونه­ای از امام شناسی و روضة اعتقادی را در شام غریبان و زمانی که خیمه­ها را آتش زدند، می­بینیم. آن­جایی که همه در خیمه­ها مانده بودند وحتّی طفلی از خیمه­ها بیرون نمی­آمد، تا اینکه حضرت زینب -سلام الله علیها- خدمت حضرت سجاد -علیه السّلام- ‌رسیدند و کسب تکلیف ‌کردند و حضرت سجاد -علیه السّلام- ‌فرمودند: «علیکن بالفرار»!

آن وقت بود که اهل حرم از خیمه­ها بیرون ریختند. یعنی تا زمانی که امام اذن ندادند، کسی از خیمه خارج نشد.

نمونه­ای دیگر که جا دارد به آن اشاره کنیم زیارت رفتن حضرت زینب -سلام الله علیها- است؛ به نحوی که امیرالمؤمنین علیه السّلام- جلوی این بزرگوار و برادرانش اطراف ایشان را می‌گرفتند. حضرت امیر می­فرمود: نمی­خواهم نامحرمی حتّی سایه­ی زینبم را ببیند.

اگر امیرالمؤمنین -علیه السّلام- اراده­ای کند، تا ابد این اراده جاری است؛ یعنی دیگر نامحرمی تا قیامت نمی­تواند سیمای حضرت زینب -سلام الله علیها- را ببیند.

اما متأسّفانه، بعضی از شعرا عباراتی را در اشعار به کار می‌برند که در شأن حضرات نیست. رعایت نکردن این موضوع توسّط شاعران و مدّاحان، آثار مخرّبی روی مستمعین دارد، که یکی از این آثار روانی ، رواج بی­حیایی در هیئت است.  اگر ما نسبت به اهل بیت -علیهم السّلام- حریم­ها را نشناسیم و حفظ نکنیم، بی­حیایی و بی­غیرتی را در هیئت ترویج داده­ایم.

بنابراین، شایسته است که سمت این قبیل موضوعات نرویم و حول محور مبانی اعتقادی و امام­شناسی شعر بگوییم، زیرا اگر این­گونه رفتار کنیم، سخن ما نیز زیبا خواهد شد.  خواهش بنده این است که مقتل علاّمه دربندی را با نگاه اعتقادی مطالعه کنید و به شایعاتی که درباره­ی ایشان وجود دارد، توجّهی نکنید. کتاب­های ایشان نگاه خوبی را به خواننده می­دهد.

شاعران قدیمی، در زمینه­های متعدّدی علم کسب می‌کردند، به عنوان مثال، آقا صفا تویسرکانی، حکمت و نجوم می‌دانست. در محضر علاّمه شعرانی درس خوانده بود و هم­کلاسی علّامه حسن زاده آملی بود. شاعر باید این­گونه باشد.

اگر ما مبانی فقهی و ... را یاد بگیریم، به راحتی می‌توانیم در شعر از آن­ها استفاده کنیم، به عنوان مثال، همه علما بدون استثنا می‌گویند که اگر قصد وضو داشتید؛ امّا حیوان اهلیِ تشنه­ای بود و آب به مقدار کافی در دسترس نبود، ما حق نداریم وضو بگیریم و باید به آن حیوان آب بدهیم. البته امام در «تحریر الوسیله» می‌گویند: حتی به حیوان وحشی نیز باید آب بدهید.

 یا آیت الله جوادی آملی این روضه را می‌خوانند که چه کسی گفته است، کسی که در میدان جنگ شهید می‌شود باید کفن شود، که ما بخواهیم برای بی­کفنی امام حسین -علیه السّلام- گریه‌کنیم! ببینید چقدر خوب سؤال را مطرح کرده­اند! در ادامه، ایشان با یک جمله جواب می‌دهند: بله، برای شهید معرکه­ی جنگ کفن نیاز نیست؛ امّا دیگر نگفته­اند بدنش را عریان کنند. این نگاه هم عالمانه و هم هنری است.

ما تا با بزرگان نشست و برخاست نکنیم، بزرگ نمی­شویم. تا با انسان­های ‌مخلص ننشنیم، مخلص نمی‌شویم. اگر امروز امثال شیخ عبّاس قمی را درک نمی­کنیم؛ امّا به آثار ایشان که دسترسی داریم. خواندن مکرّر آثار ایشان، حرف­های جدیدی را برای خواننده به ارمغان می‌آورد. شما اگر ده بار کتاب­های شیخ عباس قمی را خوانده باشید، بار یازدهم بخوانید و چیز جدیدی نیافتید، بنده به شما جایزه می‌دهم.

مرحوم دربندی می­گوید: وقتی در نوشتن مقتل، به غارت خیمه­ها رسیدم، دوازده روز دستم به نوشتن نمی‌رفت؛ تا اینکه بعد از توسّل فراوان ادامه دادم. خوب است هنگام نوشتن شعر و روضه خواندن دستمان بلرزد، دلمان بلرزد و به راحتی هر چیزی را رقم نزنیم.

نمونة دیگر مقتل، مقتل در واژه­هاست. کتابی به نام «فقه اللّغه» به زبان عربی است. در این کتاب برای تشنگی چند مرحله ذکر می‌شود که اوّلین آن عطش است.

ما نباید در اشعارمان از واژه­ها ساده بگذریم و از طرفی نباید از هر واژه­ای هم استفاده کنیم. به قول بزرگان شعر، بعضی کلمات، بار منفی دارند. باید در هنر شعر خیلی دقّت کنیم و دنبال زوایایی بگردیم که بکر و مستند هستند.

ما باید برای ادامه دادن درست این راه، تجدید نظری در مضامین مدح و مرثیه داشته باشیم و مبانی اعتقادی خود را در بحث روضه اصلاح کنیم.

نظرات

ارسال نظرات

وارد کردن نام و نام خانوادگی و پست الکترونیک اجباری می باشد.*

*