انجمن شاعران اهل بیت علیهما سلام
جلسه اول رویکرد اعتقادی به مقتل - استاد جواد حیدری

93/4/17

جلسه اول رویکرد اعتقادی به مقتل - استاد جواد حیدری

باسمه تعالی

جلسه اول رویکرد اعتقادی به مقتل؛ استاد جواد حیدری

تاریخ: 93/4/17

                        

هدف از برگزاری این جلسه در دو جمله خلاصه می‌شود:

1- اعتقادمان نسبت به مقتل چیست؟

2- مقتل اعتقادی چیست؟

در زمان نوجوانی خیلی دنبال کتاب مقتل می‌گشتم که بزرگی حرفی به بنده زد که خیلی کاربردی بود، گفتند همه چیز در مقتل نیست، امام شناسی ات را قوی کن!

الان چیزی که هم برای مداحان و هم برای شعرا در بحث مقتل اولویت دارد همین امام شناسی و اصول عقاید است.

اگر مباحث کلیدی اعتقادی را یاد بگیریم در روبرو شدن با مقتل، هرجا و به هر نحو که بخواهیم می‌توانیم در مداحی یا شعر گفتن به نحو احسن از این منبع تاریخی استفاده کنیم.

یک سری منابع هست که قبل از روبرو شدن با مقتل باید خوانده شود، مانند:

- اصول عقاید آیت الله مصباح یزدی

- آذرخشی دیگر از آسمان کربلا از آیت الله مصباح یزدی

- کتب شهید مطهری

و بهتر از همة این‌ها به نظر بنده کتاب‌های آیت الله جوادی آملی است.

به عکس ذهنیتی که ما از کتاب‌های آیت الله جوادی آملی ساختیم، که می‌گوییم پیچیده و دیریاب است، اتفاقاً خیلی روان است. به عنوان مثال کتاب (ادب فنای مقربان) که شرح جامعة کبیره‌ی ایشان است، شاهد خوبی برای روانی کلام این بزرگوار می‌تواند باشد.

بنابراین کتبی که معرفی شد به عنوان منابعی است که باید قبل از رویکرد به مقتل خوانده شود و آن کلید هایی که گفته شد در این کتاب‌ها قطعاً پیدا می‌شود.

اما یک سری کتاب در زمینه خود مقتل هست که باید مورد توجه قرار بگیرد،که به نظر بنده یکی از بهترین منابع مقتل اعتقادی (کتاب‌های مرحوم آیت الله دربندی) است که می‌شود از (اسرار الشهاده)،‌(جواهرالایقان) و (سعادات ناصریه) نام برد.

شاعرانی که دنبال مضمون برای شعر هستند به طور فهرست وار، این منابع خیلی برایشان کاربردی است.

1- قرآن : (مقتل در قرآن) که بسیار مضامین نابی دارد. نگاه کنید ما نیاز نداریم برای شعر گودال یا روضة گودال اینقدر صریح و مستقیم به اصل واقعه اشاره کنیم. به عنوان مثال مضمون این آیه از سوره طه که اشاره دارد به حضرت موسی علیه السلام، زمانی که برای خانوادة خود به دنبال آتش می‌رود به درختی می‌رسد که مظهر و جلوة یکی از ظهورات خداوند شده است، ندا می‌آید:

(فاخلع نعلیک)

اینجا در محضر یک درخت امر به ادب می‌شود، به نظر شما در محضر انسان کامل باید چگونه بود و درباره‌ی آن چگونه باید سخن گفت. باید معنی حرمت را درک کنیم.

یکی از مواردی که در میان شعرا کمرنگ شده است، شناخت امام و مبانی اعتقادی است. چیزی که در شعرهای هیئت زیاد به چشم می‌خورد، مادی سخن گفتن است، که واقعاً باید جلوی آن گرفته شود، به عنوان مثال به نام بردن از اجزای اسلحه‌های دشمنان پرداخته می‌شود. قبلاً فقط نام شمشیر بود و این بد نبود اما حال برخی خودجوش از ترکیبات ته شمشیر، نوک شمشیر، ‌وسط شمشیر و... استفاده می‌کنند. جدا از بی سند بودن چقدر فیزیکی و مادی با بزرگترین واقعه‌ی تاریخ برخورد می‌شود!

2- ادعیه: منبع دیگری که مضامین نابی در خود دارد مقتل در ادعیه است. در دعای عید فطر منسوب به امام سجاد علیه  السلام آمده است:

یا من یرحمه من لا یرحمه العباد (ای خدایی که رحم می‌کنی به آن کسی که هیچ بنده ای به او رحم نمی‌کند.)

هم تربیتی و دعایی است و هم دارد رگه هایی از روضه را به رخ می‌کشاند.

3- خطبه ها: یکی دیگر از بهترین منابع مقتل که کسی نمی‌تواند ایرادی از آن بگیرد خطبه هایی است که اهل بیت علیهم السلام ایراد فرموده اند، مثلاً امام سجاد علیه السلام در خطبه ای که بیرون از شهر مدینه خوانده اند، می‌گویند:

(اگر جد ما به جای این همه سفارش دربارة اهل بیتش،‌ امر به شکنجة ما می‌کرد، بیش از این بی حرمتی که با ما در کربلا کردند نمی‌توانستند بکنند!)

دست برای مضمون روضه باز است اما اینکه حرف را به چه نحوی و چگونه و کجا بیان کنیم مهم است.

4- نهج البلاغه: امیرالمؤمنین در ذیل موضوع غصب خلافت در خطبة شقشقیه می‌فرماید:

(مصیبتی که به ما وارد شد کودک را پیر می‌کرد و پیرها را از بین می‌برد.)

چند سال پیش خدمت یکی از مراجع قم رسیدیم ایشان فرمودند: بزرگی برای دیدن زوایای واقعه‌ی کربلا چله گرفت، ‌ تمام کربلا را به او نشان دادند الّا گودال قتلگاه؛ ایشان می‌فرمود: قتلگاه را دو دسته فقط می‌بینند: یا باید از اعلاءعلیین باشند یا اسفل السافلین، اسفل السافلین هم باید ببیند تا به هدف شوم خود برسد!

بنابراین ما باید در باب امام شناسی قوی باشیم، یکی از بهترین کلیدها که به ما در شعر گفتن کمک می‌کند این جمله ای است که حضرات معصومین فرمودند: 

لا یقاس بنا احد ( هیچکس را با ما قیاس نکنید)

شخصی خدمت امام صادق علیه السلام رسید، گفت مگر پیغمبر نفرموده اند که آسمان زیر سقف خودش صادق‌تر از ابوذر ندیده است؟ امام فرمودند بله ،‌گفت پس شما چی؟ حضرت فرمود: (لا یقاس بنا احد)

حتی نباید حضرت عباس علیه السلام و حضرت زینب سلام الله علیها را با چهارده معصوم قیاس کنیم  و همینطور این دو بزرگوار را با صحابه!

سید احمد مستنبط صاحب کتاب (القطره) که شخصیت بسیار والایی دارد، درباره حضرت سلمان تحقیق می‌کرد،‌ به نقطه ای رسید که بین حضرت سلمان و حضرت عباس علیه السلام  قیاس کرد تا ببیند کدامشان مقام بالاتری دارد. امیرالمؤمنین به خوابش می‌آید‌ و می‌فرمایند:

(عباس من اگر به همه عالم نگاه کند همه را سلمان می‌کند.)

باید به این قیاس‌ها توجه زیادی شود. گاهی در شعر‌های که در شور‌های سینه زنی خوانده می‌شود این مضامین نادرست به چشم می‌خورد. مثلاً :

آقا روی ما حساب کن شبیه اکبرت! یا کلنا عباسک یا زینب!

امام رضا علیه السلام وقتی هجده بنی هاشمی که در کربلا بودند را نام می‌برند،‌می‌فرمایند:

(لا شبیهون لهم فی الارض)

بنابراین ما باید در اشعارمان حرمت‌ها را حفظ کنیم. متاسفانه خیلی از خط قرمز‌ها دارد شکسته می‌شود. اینکه اهل بیت شعرا را تشویق به شعر گفتن در باب مرثیه کرده اند، این سرایش باید به صورت هنرمندانه باشد.

خود امام حسین در شعر (لیتکم فی یومٍ عاشورا) در جایی از شعر می‌فرمایند (با تیر سیرابش کردند)، در عین مرثیه وار بودن شاعرانه گفته اند.

یک زمانی مردم روضة حضرت زهرا سلام الله علیها را نشنیده بودند، چون اوایل انقلاب بود و مراسم ایام فاطمیه خیلی کم برگزار می‌شد، خب در آن شرایط خوب بود روضة حضرت زهرا سلام الله علیها خوانده شود تا به فراموشی سپرده نشود. یک دوره ای حتی نیاز بود روضه‌های باز خوانده شود اما در عصر حاضر همه با روضه‌ها آشنا هستند. امروزه باید با هنرمندی شعر گفت و روضه خواند، نباید کشف شاعرانه فراموشمان شود.

نمونه ای از امام شناسی و روضة اعتقادی اشاره به این قسمت از مقتل است که در شام غریبان وقتی خیمه‌ها را آتش زدند، همه در خیمه‌ها ماندند، در آن حال حتی یک بچة کوچک هم از خیمه‌ها بیرون نیامد تا اینکه حضرت زینب سلام الله علیها خدمت حضرت سجاد علیه السلام می‌رسند و کسب تکلیف می‌کنند، وقتی حضرت سجاد علیه السلام می‌فرمایند:

(علیکن بالفرار)

آن وقت است که اهل حرم از خیمه‌ها بیرون می‌زنند. یعنی تا وقتی امام اذن ندادند کسی از خیمه خارج نشده است!

نمونه ای دیگر که جا دارد به آن اشاره کنیم زیارت رفتن حضرت زینب سلام الله علیها است، به نحوی که امیرالمؤمنین جلوی این بزرگوار و برادرانش اطراف ایشان را می‌گرفتند. حضرت امیر می‌فرمود: نمی‌‌خواهم نامحرمی حتی سایة زینبم را ببیند.

اگر امیرالمومنین علیه السلام اراده کند تا ابد این اراده جاری است! یعنی دیگر نامحرمی تا قیامت نمی‌تواند سیمای حضرت زینب سلام الله علیها را ببیند. اما متاسفانه بعضی از شعرا عباراتی را در اشعار به کار می‌برند که در شأن حضرات نیست،‌ از طرفی اهل بیت گاهی در این مسائل با اشاره متذکّر شدند که به سمت این موضوعات خصوصی نرویم!

رعایت نکردن این موضوع توسط شعرا و مدّاحان آثار مخربی بر مستمعین دارد، که یکی از آن آثار روانی، رواج بی حیایی در هیئت است، یعنی اگر ما نسبت به اهل بیت علیهم السلام حرمت‌ها را نشناسیم و حفظ نکنیم یکی از اتفاقاتی که می‌افتد این است که بی حیایی و بی غیرتی در هیئت زیاد می‌شود.

بنابراین خوب است طرف این قبیل موضوعات نرویم و حول محور مبانی اعتقادی و امام شناسی شعر بگوییم که اگر اینگونه شود حرف‌ها خیلی زیبا خواهد شد.  خواهش بنده این است که مقتل علّامه دربندی را با نگاه اعتقادی مطالعه کنید و به شایعاتی که دربارة ایشان هست توجه ای نکنید. کتاب‌های ایشان نگاه‌های خوبی را به خواننده می‌دهد .

شعرای قدیم در خیلی از زمینه‌ها کسب علم می‌کردند، مثلاً آقا صفا تویسرکانی حکمت می‌دانست، نجوم می‌دانست،‌خدمت علامه شهرانی درس خوانده بود و هم کلاسی علامه حسن زاده آملی بود. این‌ها نیاز شاعر است.

اگر ما مبانی فقهی یا حتی رسالة عادی را یاد بگیریم به راحتی می‌توانیم در شعر بیاوریم، به عنوان مثال همه علما بدون استثنا می‌گویند: اگر قصد وضو داشتید امّا حیوان اهلیِ تشنه ای بود و آب به مقدار کافی در دسترس نبود ما حق نداریم وضو بگیریم و باید به آن حیوان آب بدهیم. البته امام در (تحریر الوسیله) می‌گویند حتی اگر حیوان وحشی هم بود، باید به آن آب دهید!

 یا آیت الله جوادی آملی این روضه را می‌خوانند که: چه کسی گفته است، آن که در میدان جنگ شهید می‌شود را باید کفن کرد، که ما حالا برای بی کفنی امام حسین علیه السلام گریه می‌کنیم!  ببینید چقدر خوب سؤال مطرح کرده اند، در ادامه ایشان با یک جمله جواب می‌دهند: بله برای شهید معرکة جنگ کفن نیاز نیست، اما دیگر نگفته اند بدنش را عریان کنند. این نگاه هم عالمانه ست و هم هنری است!

ما بزرگ نمی‌شویم تا با بزرگان نشست و برخاست نکنیم،‌ مخلص نمی‌شویم تا با انسان‌های مخلص ننشینیم. الان ما شیخ عباس قمی را گیر نمی‌آوریم،‌ سالهاست به رحمت خدا رفته است اما به آثار او که دسترسی داریم! خواندن مکرّر آثار ایشان حرف‌های جدیدی را برای خواننده به ارمغان می‌آورد. شما ده بار کتاب‌های شیخ عباس قمی را بخوانید اگر دفعة یازدهم که می‌خوانید چیز جدیدی نیافتید بنده به شما جایزه می‌دهم.

مرحوم دربندی می‌گوید وقتی در نوشتن مقتل به غارت خیمه‌ها رسیدم ،دوازده روز دستم به نوشتن نمی‌رفت تا اینکه بعد از کلی توسل ادامه دادم ،خوب است هنگام شعر نوشتن و روضه خواندن دستمان بلرزد، دلمان بلرزد و به راحتی هر چیزی را رقم نزنیم!

نمونة دیگر مقتل، (مقتل در واژه هاست). کتابی هست به نام (فقه الغت) که به زبان عربی ست. در این کتاب برای تشنگی چند مرحله ذکر می‌شود که اولین آن عطش است.

ما نباید در اشعارمان از واژه‌ها ساده بگذریم و از طرفی نباید از هر واژه ای هم استفاده کنیم. به قول بزرگان شعر، بعضی کلمات بار منفی دارد. باید در هنر شعر خیلی دقت کنیم و دنبال زوایایی بگردیم که بکر و مستند هستند.

ما باید برای ادامه دادن درست این راه ، تجدید نظری در مضامین مدح و مرثیه داشته باشیم و مبانی اعتقادی خود را در بحث روضه اصلاح کنیم.

 

پایان جلسه اول

نظرات

ارسال نظرات

وارد کردن نام و نام خانوادگی و پست الکترونیک اجباری می باشد.*

*