انجمن شاعران اهل بیت علیهما سلام
هادی جانفدا: شعر آیینی مردم را باید با عزت بگریاند

تاریخ انتشار 93/8/11

هادی جانفدا: شعر آیینی مردم را باید با عزت بگریاند

منبع: خبرگزاری تسنیم

هادی جان‌فدا از شاعران آئینی جوانی است که درچند سال گذشته توانسته است جایگاه خوبی را پیدا کند. شعرخوانی وی در سال 90  در جلسه شعرخوانی ماه‌های رمضان  بیت رهبری، جلوه‌ دیگری از توانایی‌های سرایش شعر او را نمایش داد. او در کنار شاعرانی چون شیخ رضا جعفری، محمد سهرابی، وحید قاسمی،مهدی رحیمی و احمد بابایی و دیگران جریان جدیدی در شعر مذهبی ایجاد کرده‌اند که امروز بیشتر آن را به عنوان شعر هیئتی می‌شناسند؛ اشعاری که بیشترین کارکرد آنها در هیئت‌های عزاداری برای اهل بیت به ویژه امام حسین(ع) است.

اخیرا از او کتاب جدیدی به نام «کفشداری یازده» منتشر شده است.

هادی جان‌فدا در شعری در رسای اباعبدالله علیه السلام آورده است:

لباسی باید از جنس تجلی بر تنت باشد
که عریانی گواه اشتیاق رفتنت باشد
نجیبی مثل اسرار خدا جای شگفتی نیست
اگر جسمت فدای حرمت پیراهنت باشد
اگر کوهی به این سرهای بی تن هم نظر داری
تو زانو می‌زنی تا کل صحرا دامنت باشد
ازین آتش که در سر داری ای وارسته از هستی
سری باقی نمی‌ماند که محتاج تنت باشد
تو حق بر گردن توحید داری باز سر دادی
مبادا دینی از حتی سرت بر گردنت باشد
اگر چه وسعت داغ تو در عالم نمی‌گنجد
خدا می‌خواست قلب شیعیانت مدفنت باشد

در گفتگویی با وی به سراغ مسائلی مانند لزوم توجه شاعران به محتوا شعرها و وضعیت عمومی شعر آیینی پرداخته‌ایم که در ذیل می‌خوانید:

تسنیم: آقای جانفدا؛ گفته شده است که برخی از علما این تاکید را دارند که روضه‌خوانان و شعرخوانان هیئت نباید فقط به دنبال گریاندن مستع‌های خودشان در هیئت‌ها باشند، بلکه باید از طریق شعرهای خود به دنبال بیان حقایق باشند. قطعا بخشی از این وظیفه هم بر دوش شاعران است که پیش از هیئت‌ها شعرهایی را در این عرصه تولید می‌کنند. به نظر شما تاکنون تا چه میزان از شعرهایی که در برای هیئت سروده شده است و آیا اکنون می‌شود به گفته این علما توجه دارد؟ این شعر‌ها چه میزان بر پایه احساسات است و چه میزان برپایه گفته علما است؟

چه اشکالی دارد که شعر فقط برای گریه مخاطبان هیئت‌ها بر امام حسین(ع) سروده شود؟

جانفدا: شعر اساساً دریافت شاعر است از یک واقعیت؛ اگر شعری گفته شود که فقط برای گریاندن مخاطب باشد، قطعاً اشکال ندارد، آن شعر گفته می‌شود و مردم با آن گریه می‌کنند. اما بحث بر سر این است که نقطه مطلوب و آن اوج آمال و آرزوهای ما از شعر چیست؟ این یک مطلب دیگری است که آیا توقع ما از شعر این است که آن را بگوییم برای اینکه مردم گریه کنند؟ قطعا این یک بخش از رسالت شعر است اما رسالت اصلی شعر، یک چیزی بالا‌تر از این‌ها است.

زمانی که شما به زمان خود حضرات معصومین و حضرات آل الله برمی‌گردید، شاهد هستید که اشعاری که در آن زمان‌ها خوانده می‌شده و حضرات به آن‌ها توجه و عنایت داشته‌اند، اشعاری بوده است که مردم را به گریه می‌انداخته است. یعنی شعرهای آن زمان شعرهایی بوده است که هم مردم را به گریه بیندازد و هم حاوی پیام باشد؛ در اصل یکی از وظایف شعرهای آن زمان این بوده است که مظلومیت اهل بیت را به گوش جهانیان برساند. قطعاً شعر در جایگاه رسانه قرار داشته و خب این یکی از رسالت‌های رسانه اهل‌بیت است. شعر در اصل رسانه اهل بیت است که یکی از بخش‌های این رسالت رسانه‌ای است و در آن زمان مهم‌ترین رسانه شعر بوده است.

مسئله آن است که شعر آیینی مردم را باید با عزت بگریاند

این رسانه که در زمان حضرات اهل بیت علیهم السلام رسانه شیعه بوده است، وظایفی داشته است، یکی از وظایف آن رساندن مظلومیت اهل بیت به گوش مردم بوده است. همچنین این رسانه تلاش می‌کرده است که مفاهیمی مانند جهاد، شهادت، ایثار، ظلم‌ستیزی و اینچنین مفاهیمی را در شعر حفظ کند و قطعاً این مسائل ارتباطی با گریستن مردم ندارد.زمانی شما می‌توانید مردم را با عزت بگریانید و زمانی هم با ذلّت؛ پس اینکه شعری برای گریه‌کردن مردم گفته شود، اشکالی ندارد و حتما هم شاعر آن ماُجور است.

نقطه متعالی شعر آن است که هم مردم را بگریاند و هم پیام واقعه عاشورا را به مردم برساند

البته نقطه آمال ما و آنجایی که ما می‌خواهیم به آن برسیم و اوج و هدف ما در اصل آنجا قرار دارد آن است که شعر باید همراه خود پیامی را هم داشته باشد؛ اگر شاعری توانست که شعری بگوید که مردم هم با آن گریه کنند و هم پیام این واقعه عاشورا به مردم برسد، این نقطه متعالی است. اما اینکه گفته شود صرف گفتن شعر برای گریه کردن مردم اشکال دارد و خوب نیست، حرف درستی نیست چرا که ما روایت ناظر از حضرات آل الله و حضرت امام صادق علیه السلام داریم که می‌فرمایند:

ما من احد قال فی الحسین شعرا فبکی و ابکی به الا اوجب الله له الجنة و غفر له.

امام صادق علیه السلام به جعفر بن عفان فرمود: هیچ کس نیست که درباره حسین علیه السلام شعری بسراید و بگرید و با آن بگریاند مگر آنکه خداوند، بهشت را بر او واجب می‌کند و او را می‌آمرزد. رجال شیخ طوسی، ص289

تسنیم: بسیار خوب، برخی سوالی را در اینجا مطرح می‌کنند که ممکن است در پس هدف قرار گرفتن گریاندن مردم، مفاهیمی مانند جهاد، ایثار، شهادت و دیگر مثال‌هایی که شما زدید، حذف شود! برای این مسئله چه پاسخی دارید؟

در بطن گریه برای امام حسین(ع) یک بیداری و حرکت و ظلم‌ستیزی قرار دارد

جانفدا: این طور نیست؛ چرا که خود گریه بر سیدالشهدا (ع) یک فضیلت است؛ آن کسی که برای سیدالشهدا (ع) می‌گرید اگر که برای ایثار و شهادت گریه نمی‌کند، پس به چه علتی گریه می‌کند؟ او دارد برای بلند‌ترین مفاهیم گریه می‌کند. این بدین معنی است که او این معرفت حدّاقلی را دارد. که دارد برای کسی گریه می‌کند که در راه خدا کشته است. پس در بطن آن گریه، یک بیداری و یک حرکت است؛ اینگونه نیست که ما فقط برای امام حسین (ع) گریه می‌کنیم بلکه اتفاقاً در بطن آن گریه یک ظلم‌ستیزی است که لازم نیست آن را به زبان بیاورد.

در گریه برای امام حسین(ع) حریت و آزادگی‌ای وجود دارد که صدها سال از اسیر شدن شیعه به دست دشمنان جلوگیری کرده است

در بطن آن گریه، بیداری، جهاد و شهادت قرار گرفته است و اگر گریه هم هدف کسی قرار گرفته باشد، اشکالی نخواهد داشت. این‌ها ذومراتب هستند و اینگونه نیست که ما یک مرتبه‌ای را بگوییم که ایراد دارد و مرتبه‌ دیگری را بگوییم نه؛ بلکه این‌ها مراتبی دارد. گاهی شعری فقط به بحث احساسی بودن شعر پرداخته است و مردم را به گریه می‌اندازد، مردم در اینجا در حال گریه برای چه کسی هستند؟ آن‌ها وقتی برای سیدالشهدا گریه می‌کنند یعنی اینکه دارند برای بزرگ‌مردی، آزادگی، شهادت و ایثار گریه می‌کنند.

اتفاقاً باید گفت که در گریه برای امام حسین(ع) حریت و آزادگی‌ای وجود دارد که صدها سال از اسیر شدن شیعه به دست دشمنان جلوگیری کرده است. حالا شما می‌گویید شعر مطلوب چیست؟ ما می‌گوییم که شعر مطلوب و آن نقطه‌ای که ما می‌خواهیم در ‌‌نهایت به آن برسیم باید شعر باشد که هم عناصر حماسی را داشته باشد و هم پیامی را انتقال بدهد؛ آن نقطه مطلوب ما است اما ما نمی‌توانیم به همین شعری که مردم را می‌گریاند، چیزی بگوییم.

تسنیم: البته ممکن است برخی بگویند که خواندن یک شعر با یک محتوای خاص برای فضایی خاص مانند هیئت‌ها مناسب نیست و نباید خوانده شود و می‌گویند که رعایت این مسئله لازم است.

کسی که می‌گوید برای سیدالشهدا شعر گریه‌دار نگویید بی‌سواد است

جانفدا: نه کسی نمی‌تواند این حرف را بزند آن علما هم می‌گویند که دیدگاه عالی ما این است که شعر ارائه شده در هیئت باید اینگونه باشد، هیچ عالمی نمی‌آید و بگوید که برای سیدالشهدا شعر گریه‌دار نگویید. اگر کسی هم این را گفت معلوم می‌شود که بی‌سواد است. عالم این حرف را نمی‌زند، اتفاقاً عالم می‌گوید بروید برای سیدالشهدا (ع) باشکوه گریه و عزاداری کنید چون عالم می‌داند که گریه برای سیدالشهدا(ع) گریه بر همه آن فضائل انسانی است و آن آدمی که برای امام حسین (ع) گریه می‌کند، نجات پیدا می‌کند، به این دلیل که این رگه در او بیدار است که وقتی بین انتخاب ذلت و عزت قرار گرفت، می‌رود و عزت را انتخاب می‌کند. یا مثلا اگر بخواهد بین ظالم و مظلوم کسی را انتخاب کند، برای کمک به سمت مظلوم می‌رود، این خاصیت گریه بر اباعبدالله الحسین(ع) است.

تسنیم: مقام معظم رهبری پیش از این بارها تاکید کرده‌اند که شعرا شعرهای ضعیف خودشان را منتشر نکنند و سعی‌ کنند که شعرهای خوب و قوی خود را به دست مخاطب برسانند، به نظر شما با این تاکید و صحبت‌هایی که صورت گرفته است، ارزیابی شما از وضعیت کلی اشعاری که امروز چه در جمع‌های شاعرانه آیینی و چه در روضه‌ها خوانده می‌شود، چگونه است؟

شما نمی‌توانید از رصد کردن هیئت‌ها به فضای امروز شعر اهل بیت پی ببرید

جان فدا: آن چیزی که در هیئت‌ها خوانده می‌شود، شاید بازتاب و آینه تمام نمای شعر اهل بیت امروز ما نباشد، دلیل هم دارد؛ شما نمی‌توانید از رصد کردن هیئت‌ها به فضای امروز شعر اهل بیت پی ببرید به خاطر اینکه اصلاً شعری که در هیئت خوانده می‌شود باید حائز شرایط و ویژگی‌هایی باشد. شاید همه شعرهایی که در مورد ائمه تولید می‌شود آن ویژگی‌ها را نداشته باشد و شاید ذاکران محترم آل الله نتوانند همه جنبه‌های شعر اهل بیت امروز را درک کنند و آن‌ها را در هیئت‌ها بازتاب دهند.

ولی ما از یک زاویه دیگر می‌توانیم به این مسئله نگاه کنیم؛ وضعیت امروز‌‌ همان وضعیتی است که رهبر معظم انقلاب فرموند. ایشان گفتند که شعر اهل بیتی امروز به سمت اوج خیز برداشته است. ایشان نمی‌گویند که شعر اهل‌بیتی در اوج قرار دارد بلکه می‌گویند که امروز با وجود یکسری از جوانان در کل کشور خیز برداشته‌ایم. حالا خیز به چه معنی است؟ به این معنی است که حرکتی انجام شده است اما ما هنوز به آن مطلوب نرسیده‌ایم.

کسی نمی‌تواند بگوید که شعر اهل بیت در روزگار ما شعری راکد، ایستا و پیشرفت‌ نکرده است، چرا حرکت رو به اوج واقعاً مشهود است. حتی کسانی که این جریان شعری را قبول ندارند این را قبول دارند که از نظر کمّی آدم‌های زیادی در کشور هستند که در حال سرودن شعر برای حضرات اهل‌بیت هستند؛ البته ممکن است برخی کیفیت اینگونه شعرها را قبول نکنند.

یک استاد کوزه‌گری به شاگردانش گفت تا آنجا که می‌توانید کوزه بسازید به یکی دیگر از شاگردانش گفت تو وقتت را روی کیفیت کار کوزه‌گری بگذار و به کمیّت توجه نکن. سعی کن کوزه‌ای که می‌سازی بهترین کوزه‌ای باشد که ساخته شده است. به دو گروه یک ماه وقت دادند، وقت مقرر که تمام شد دیدند آن که می‌خواست یک کوزه بسازد، هنوز موفق به تولید نشده است اما آنکه کوزه‌های زیادی ساخته به خاطر استمرار در ساختن کوزه توانسته یک کوزه زیبا بسازد. یعنی به دنبال آزمون و خطا بوده و هیچگاه ننشسته است.

شعر آیینی دوران جدید ما جوان است و نمی‌توانیم از وضعیت آن تحلیل درستی داشته باشیم

پس نتیجه می‌گیریم که ما نباید منتظر ساخت آن یک کوزه باشیم، چرا که ممکن است هیچگاه آن یک کوزه ساخته نشود. وضعیت شعر اهل بیتی این روزگار و با کیفیتی که در این روزگار دارد، در این مملکت دیرپا است و شاید سابقه هزار ساله دارد. اما مدلی که امروز در ایران هست با این زبان جدید و با رویکرد جدید یک شعر نوپا است که شاید 20 سال و یا ‌‌نهایتا 30 سال عمر دارد. پس این بدین معنی است که ما نمی‌توانیم تحلیل دقیقی در رابطه با اینگونه شعر ارائه دهیم. شعری که تازه 20-30 سال از آن گذشته است در دوره تجربه قرار دارد. ما در دوره تجربه نمی‌توانیم تشخیص درستی داشته باشیم. می‌توانیم این تحلیل را داشته باشیم که شعر این دوران نسبت به 5 سال گذشته خود پیشرفت کرده است، اما اینکه این شعر به حد شعرهای حافظ، سعدی و محتشم رسیده باشد، درست نیست.

البته می‌توانیم اینگونه تحلیل کنیم که این شعر نسبت به گذشته خود رشد داشته است اما با اوج خود خیلی فاصله دارد و زمان زیادی برای رسیدن به آن اوج لازم است. حرکت‌های خوبی انجام شده است،‌ جوانان خوبی واقعا بدون چشم داشت و تنها انگیزه محبت اهل بیت علیهم السلام شروع به کار کرده‌اند. برخی می‌گویند که این‌ها پول می‌گیرند؛ این واقعا بی‌انصافی است، اینها چه پولی می‌گیرند؟ یک نفر اگر برای یک جلسه برود، آیا نباید به او 200 تومان داد، در این زمانه 200 تومان پول است؟ من چند روز پیش از کرج به تهران برای یک جلسه آمدم که در آن به من 100 تومان دادند. کرایه ماشین من چقدر می‌شود؟ اگر من بروم و مسافرکشی کنم بیشتر پول در می‌آورم.

بعضی از افراد هستند که زندگی آنها از این راه می‌گذرد، این ناجوانمردانه و بی‌انصافی است که بگوییم یکسری جوان‌ها به خاطر پول این کار را می‌کنند. واقعاً بی‌انصافی است من آدم‌هایی را می‌شناسم  که تنها محرک آنها محبت به اهل‌بیت علیهم السلام است. آنها آنقدر آدم‌های با استعدادی هستند که اگر از شعر خارج شوند و در حرفه دیگری بروند می‌توانند درآمد بیشتری داشته باشند به این دلیل که نخبه هستند و استعداد دارند.

ما نمی‌توانیم اشتباهات برخی را به پای اینکه غرض دارند و می‌خواهند اهل بیت را تخریب کنند بگذاریم

این جوانان در حال کار کردن در کشور هستند، آیا به اوج رسیدند؟ خیر! اما تجربه‌های خوبی داشته‌اند. آنها اصلاً فضای شعر اهل بیت را عوض کردند، زاویه دیدهای خیلی قشنگی را باز کردند، حرف‌های نو و هوای تازه وارد شعر اهل بیت کرده‌اند. حالا این جریان همه چیزش کامل است؟ خیر! ناقص است. حرف بد زده نشده؟ چرا حرف بد هم زده شده! مگر می‌شود هزار نفر در کشور بلند شوند و بیت‌های مختلفی در مورد اهل بیت بگویند همه این بیت‌ها بدون اشکال باشد؟ قطعاً در آن‌ها ایراد هم وجود دارد و آن هم یک چیز طبیعی است. در آن شعرها احتمالا کج فهمی، کج تابی و اشتباه تاریخی هم صد درصد وجود دارد. ما نمی‌توانیم این اشتباهات را به پای اینکه غرض دارند و می‌خواهند اهل بیت را تخریب کنند بگذاریم. واقعا این طور نیست. وقتی در یک کشور در سال 10 هزار بیت در مورد اهل بیت تولید می‌شود ممکن است هزارتا از آنها هم اشکال داشته باشد. اما آیا ما می‌توانیم چشم خودمان را به جریان مبارکی که واقعا جوانان بدون چشم داشت شروع کردند و در آن در حال کار کردن هستند، ببندیم؟

واقعا شعر مظلوم‌ترین هنر است شما می‌بینید سینما هم هنر است شما دستمزد یک شاعر را با یک بازیگر مقایسه کنید. آنها یک فیلم بازی می‌کنند 50 میلیون تومان پول می‌گیرند بعد  در مورد شاعران می‌گویند که آنها دارند کشور را می‌چاپند. شاعری که عمر و وقتش را در این کار می‌گذارد و با این شرایط کار می‌کند، در موردش این حرف‌ها هم زده می‌شود.

تسنیم: ممنون از حرف‌هایتان، احساس می‌شود که در حوزه شعر آیینی کنونی ما دو دسته وجود دارند. برخی را شاعر آیینی می‌شناسند و برخی را نیز شاعر هیئتی معرفی می‌کنند. آیا شما این تقسیم‌بندی را قبول دارید؟ اصلاً در دستگاه امام حسین(ع) اینچنین چیزی وجود دارد یا نه؟

همه عنوان‌ها و بخش‌های شعر آیینی زیر پرچم امام حسین(ع) قرار دارند و ما نمی‌توانیم آنها را از یکدیگر جدا کنیم

جانفدا: اولا که اگر همچنین دسته‌بندی وجود داشته باشد همه در زیر سایه سیدالشهدا است. در این جایگاه یکی چای می‌ریزد، یکی پرچم می‌زند یکی کفش جفت می‌کند و بالاخره یکی می‌خواند، یکی منبر می‌رود، یکی اکو را درست می‌کند. این‌ها همه زیر پرچم سیدالشهدا است. این بدین معنی نیست که اگر شعر کسی در هیئت خوانده نشود در جای دیگری است و کسانی که شعرشان خوانده می‌شود زیر پرچم سیدالشهدا هستند. قسمت زیادی از مردم ما با شعر هیئتی سر و کار دارند. یک قسمت کمی هم با یک گونه‌ای دیگر از شعر اهل بیت سروکار دارند که شاید آن گونه‌ای از ادبیات مکتوب اهل بیتی است که وارد هیئت نمی‌شوند.

هیئت فرصت بی‌نظیر شنیده شدن و قضاوت شدن اشعار شاعران است

هیئت فرصت بسیار بی‌نظیری است چرا که شعر شاعر در آن خوانده می‌شود و مردم آن را می‌شنوند و به حافظه می‌سپارند و تکرار می‌کنند. این شعرها وارد ذهن‌ها می‌شود و در حوزه شفاهی با مردم ارتباط مستقیم دارد. یکسری دیگر هم در حوزه مکتوب است یعنی یکسری از شعر‌هایی که در کتاب‌ها چاپ می‌شود، آن‌ها هم زیر پرچم سیدالشهدا هستند. اساساً ما باید به این شکل از تقسیم بندی که اشاره شد قائل باشیم. به نظر شخص بنده نقطه مطلوب ما این است که این فاصله شعری که ادیبان قبول دارند و شعری که در هیئت خوانده می‌شود باید کم شود. باید شعری سروده شود که وقتی در هیئت خوانده می‌شود هم مردم از آن لذت ببرند و هم اینکه اگر ادیبی در آن جلسه باشد آن شعر را قبول کند.

تسنیم: یک اتفاق خوبی که چند سالی است در هیئت‌ها رواج پیدا کرده است این است که از شعرا برای شعرخوانی در هیئت‌ها دعوت می‌کنند. شعری که آن شاعر می‌خواند با آن چیزی که مداح می‌خواند تفاوت‌های زیادی هم دارد، شاید همان مداح نتواند که آن شعر را به شکلی که شاعر برای مردم خوانده و آنها استفاده کرده‌اند بخواند. بنظر شما اینکه مداح نمی‌تواند با شعر شاعر ارتباط برقرار کند بخاطر ضعیف بودن شعرهایی است که مداح‌ها استفاده می‌کنند یا مسئله شکل دیگری دارد؟

بسیاری از ذاکرانی که گل کرده‌اند به این دلیل است که اصل جنس را پیدا کرده‌اند و به سراغ شاعران رفته‌اند

جانفدا: اینکه همه چیز را یک نفر بداند درست نیست. کم پیش می‌آید که شاعر خوبی با فهم شعری خوبی وجود داشته باشد که مداح خوبی نیز باشد. البته نمونه‌هایی وجود دارند اما تعداد اینها بسیار کم است. ما وقتی که در مورد ذاکرین آل الله علیهم السلام در سراسر کشور صحبت می‌کنیم ناخودآگاه ذهن ما به سمت برخی از آدم‌های خاص این عرصه می‌رود. این اولین اشتباه ما است. آن افراد محدودی که به ذهن ما می‌آیند واقعاً فنی هستند و کارشان را خوب بلدند و جامعه هم این مسئله را قبول کرده است. اما در شهری مانند تهران با وجود مداح‌های بسیار خوب باز هم مردم به همان تعداد محدود توجه دارند.

خوب این یک ظرفیتی است،‌ تمام آن آدم‌هایی که اکنون دارند مداحی می‌کنند آنقدر فنی نیستند که هم شعر را متوجه شوند هم انتخاب شعر خوبی داشته باشند و هم حق شعر را آن طور که باید باشد ادا کنند. الان بسیاری از این ذاکران اهل بیت که می‌بینید گل می‌کنند شاید شاعرانی کنارشان است که با آن‌ها هم فکری می‌کنند. این نقیصه را ذاکران باید حل کنند باید بدانند اصل جنس چیست و با آن‌ها در ارتباط باشند که بتوانند این نقیصه را پر کنند. درست است که شما خوب می‌خوانید اما قرار نیست که شعر خوب هم بتوانید انتخاب کنید قرار نیست همه چیز را بدانیم، این مشورت کردن می‌تواند آن نقصیه‌ای که شما گفتید را برطرف کند.

تسنیم: با این تفاسیری که گفتید یعنی آن شعرهایی که اکثریت مداحان ما می‌خوانند،‌ ضعیف است؟

جان فدا: نه ضعیف نیست، می‌توانیم بگوییم که متوسط است. باز هم اینجا توقع‌ها فرق می‌کند من اگر به عنوان شاعر در یک جلسه می‌نشینم توقع من با دیگران تفاوت دارد چرا که سلیقه‌ها با هم فرق می‌کند. اصلاً شاید مداح شعری هم بخوانند و بروند و در جلسه متوجه نشوند که این شعر، شعر ضعیفی است. نکته اینجاست مداح باید سلیقه‌اش را با شعر‌شناسان تنظیم کند نه با آن کسی که از شعر سر در نمی‌آورد. یعنی باید بیاید شعر را به سطحی نزدیک کنند که کسانی که شعر می‌شناسند بگویند او شعرهای خوبی می‌خواند.

این هم یک چیز مطلق نیست که در موردش حکم دهیم. بسیاری از ذاکران اهل بیت کسانی هستند که شعرهای خوبی درجلساتشان می‌خوانند. برخی هم هستند که شعرهای ضعیف می‌خوانند. این نیست که من حکم مطلق بدهم که همه شعر‌ها ضعیف است نه این طور نیست شعرهای خوب هم خوانده می‌شود.

تسنیم: نکته خوبی بود؛ برخی حتی به ضعیف و قوی بودن شعرهای مناطق مختلف کشور و حتی بالا و پایین شهر هم نظر دارند و می‌گویند که شعرهای فلان منطقه خوب است و منطقه دیگر بسیار بد است.

جان فدا: نه این طور نیست، بسیاری از کسانی که در شهرستان‌ها هستند شعرهای خوب بسیاری می‌خوانند اما در یک برآیند ما عادت داریم که به سراغ ذاکرین معروف می‌رویم.

تسنیم: چندسالی است که آسیب‌شناسی هیئت‌ها بسیار رایج شده. این مسئله اولاً باعث کلیشه شدن این واژه شده است به این نحو که آسیب‌شناسی‌های صحیح هم در زیر هیاهوهای این روزها گم می‌شود،علاوه بر آن حد و مرزش هم مشخص نشده است، یعنی معلوم نیست که این آسیب‌شناسی تا کجا باید پیش برود و در کجا باید متوقف شود. نظر شما در مورد آسیب‌شناسی‌های کنونی در حوزه ادبیات و شعر هیئتی چیست؟

چرا زمانی که شعر اهل‌بیت ساحتی با ویژگی‌های متفاوت دارد، آن را با همان مبانی شعر آزاد نقد می‌کنیم؟

جانفدا: هنوز مبانی تئوریکی در شعر اهل‌بیتی ما شکل نگرفته است. برای مثال اگر اکنون به شما بگویند که یک مرثیه خوب از نظر تئوریک و علمی چه ویژگی‌ها و زیربناهایی دارد، به سراغ چه کتابی می‌روید؟ چرا زمانی که شعر اهل‌بیت ساحتی با ویژگی‌های متفاوت دارد، آن را با همان مبانی شعر آزاد نقد می‌کنیم؟

آسیب‌شناسی کردن بد نیست اما آسیب‌شناسی برای کسانی باید انجام شود که از پیش یکسری از آموزش‌ها را به آنها یاد داده‌ایم و بعد باید از آنها بخاطر اقداماتشان سوال کنیم. وقتی که یک نفر با استعداد خود و خودجوش به این عرصه وارد شده است ما نمی‌توانیم او را بدین شکل بازخواست کنیم.

در مقابل یک جریان جوان باید ابتدا توانایی‌های او را گوشزد کنید

شما وقتی با یک جریان جوان مواجه هستید باید ابتدا توانایی‌های او را به او گوشزد کنید. یکی از اساتید بزرگوار این عرصه تعدادی از شعرهای ضعیف را انتخاب کرده بود و می‌گفت که این شعرها در شان اهل‌بیت نیستند و این حرف باعث بوجود‌ آمدن قیل و قالی شد. سال گذشته جوانی شعری را خواند که توجه آن استاد را جلب کرد و نظرش را به کلی عوض کرد.

محتشم‌ هم از آن همان ابتدا شعر معروف خود را نسروده بود / باید به جوانان توانمندی‌های آنها را بگوییم

نقد باید به این شکل باشد که وقتی چند بیت جلوی شما می‌گذارند، شما بگویید این 2 بیت خوب نیست و این 3 بیت خوب است، این باعث می‌شود که آن جریانی که توانسته اینچنین بیت‌های خوبی بگوید تقویت ‌شود. محتشم هم که در ابتدای راه آن شعر را نگفته است قطعاً بعد تقویت جریان شعری خود به آن شعر رسیده است. اگر به جوان بگوییم که تو که انقدر توانمند هستی که این بیت‌های خوب را بگویی پس چه بهتر که این بیت‌های ضعیف در شعر تو نباشد.

متاسفانه برخی از شعر امام‌حسین(ع) حرف می‌زنند که هیچگاه یک بیت هم در این عرصه نگفته‌اند

اما اگر برخورد ما به این شکل باشد که به او حمله کنیم و بگوییم که این چه شعری است که گفتی؟ و این شعر در شان اهل‌بیت نیست، قطعاً آن شاعر از فردا در مقابل من موضع‌گیری می‌کند و دیگر حرف من را گوش نمی‌دهد.  در اینجا باید تعاملی در هر دو جریان شکل بگیرد. امروز تمرکز ما باید روی زیبایی‌شناسی باشد نه روی آسیب‌شناسی. ما باید به جوان بگوییم که این راهی که رفتی اگر درست است همان را ادامه بده و آن را قوی‌تر کن و در کنار آن ایرادها را هم ببیند.

ولی متاسفانه برخی یک شاعری را در عمرشان هم ندیده‌اند ولی شروع می‌کنند و علیه شعرهای ضعیف او 20 مقاله می‌نویسند. آسیب‌شناسی کار هرکسی نیست. متاسفانه برخی از شعر امام‌حسین(ع) حرف می‌زنند که هیچگاه یک بیت هم در این عرصه نگفته‌اند.

تسنیم: برخی می‌گویند که شعر اهل‌بیتی قداست دارد و نباید در آن عرصه نقد و بررسی انجام داد. طرح این مسئله ممکن است در ذهن برخی این مسئله را ایجاد کند که شاعران آیینی می‌خواهند به دور خودشان یک حصار بکشند. همچنین ضمن توضیح این مطلب لطفاً شاخصه‌های درست این زیبایی‌شناسی را مطرح کنید.

جان فدا: من وقتی شعری را برای حضرات اهل بیت می‌گویم و ارائه می‌دهم حق ندارم بگویم این شعر نقد نشود. یک وقت شعری را می‌گویم و پیش خود نگه می‌دارم آن موقع اوضاع فرق می‌کند. ما نیت‌ها را نمی‌دانیم و به نیت‌ها نمی‌خواهیم خدشه وارد کنیم ولی این را می‌توانیم بگویم که : من شعری که برای سیدالشهدا گفته‌ام را پیش خودم نگه می‌دارم و به امام حسین (ع) می‌گویم که این بیت شعر من است که گفته‌ام. معصوم می‌فرماید: "یک بیت شعر برای ما بگو، خداوند در بهشت خانه‌ای به تو می‌دهد" نمی‌گوید این بیت باید این طور باشد؛ باید خوانده شود؛ همه تأیید کنند، نه این را نمی‌گویند. حالا یک وقت است من شعری برای اهل بیت می‌گویم و آن را در کمد خانه‌ام می‌گذارم و این سند ارادت من به اهل بیت است چون برای خودم نوشتم، دلی است و بین خودم و اهل بیت علیهم السلام می‌ماند.

وقتی که شعری را می‌گویم که در سطح بالا عرضه می‌شود نباید بگویم کسی حق ندارد آن را نقد کند

یک وقت هست یک شعری را می‌گویم و در سطح رسانه و در سطح بالایی در هیئت عرضه می‌شود.آن وقت دیگر نباید گفت که کسی حق ندارد من را نقد کند چرا که من آن شعر را عرضه کرده‌ام. پس شعری که در جامعه عرضه می‌شود نقد هم می‌شود. مثلاً مردم بعد از هیئت‌ها نظرشان را در مورد شعر می‌گویند این نباید باعث ناراحتی شاعر و مداح شود. پس شعری که در جامعه عرضه می‌شود یا توسط اهل فن یا توسط مردم نقد می‌شود.

همواره بزرگ‌ترین منتقد شعر مردم بوده‌اند؛ مردم شعرهای خوب را سینه به سینه به هیئت‌ها آورده‌اند

بزرگ‌ترین منتقد شعر از اول تاریخ هم مردم بوده‌اند؛ مردم شعرهای خوب هیئت را سینه به سینه جلو آورده‌اند. برای مثال مردم ما دیوان حافظ را کنار قرآن جلو آورده‌اند. شعر اهل‌بیتی هم همینطور بوده است. برای مثال مردم «مکن ای صبح طلوع» را با خود جلو آورده‌اند. در مورد شعر حرف زدن باعث پیشرفت و رشد شعر می‌شود اما با چه نگاهی خیلی مهم است. ما نگاه‌مان آسیب‌شناسی باشد یا نگاه‌مان واقعاً نقد واقعی باشد! وقتی می‌گویم آسیب‌شناسی یعنی داریم دنبال آسیب‌ها می‌گردیم. در این بین  به غیر از حضرات معصومین که معصوم هستند از چه کسی می‌توانیم ایراد نگیریم؟ اینکه شعر ما نقد نشود اصلا خوب نیست و باعث هیچ پیشرفتی نمی‌شود ما باید به اهل فن بگوییم این شعر را برای اهل بیت‌ گفته‌ام شما بیایید نقد کنید که من چگونه شعر بهتری برای اهل بیت بگویم.

حدود شعر اول از همه شأن اهل بیت است. به نظر من چیزی که شأن اهل بیت را خدشه دار نکند. نباید نگاه عزت‌مندانه عاشورا را از ما بگیرد. آن چیزی که در شأن اهل بیت باشد چه بهتر که والا‌تر و رفیع‌تر گفته شود. من حق ندارم این شعر را که برای اهل بیت گفتم را بگویم نقد نشود بلکه باید نقد علمی درست شود بحث علمی همین است بدون تعصب‌ها و خرافات‌ها. بحث علمی یعنی این که بدون خرافات و تعصب بیایی شعر را بگذاری جلو و بگویی که این بیت‌هایش خیلی عالی است این بیت‌ها متوسط و این بیت ضعیف است. البته به این نکته هم توجه کنید که حضرت به آن شاعر فرمود تو موید به روح القدس هستی هر بیت شعری که برای ما گفته می‌شود جبرائیل آن را تأیید می‌کند.

اینکه شعر آیینی یک شاعر نقد شود، یک عنایت است

ما متأسفانه همیشه می‌رویم آن موید به روح القدس بودن را می‌چسبیم و می‌گوییم این شعرموید روح القدس است چرا در مورد آن حرف می‌زنی؟ و یا به جنبه شاعر می‌چسبیم که این شاعر چرا این شعر را گفته است بلکه باید به همه چیز با هم توجه کنیم وگرنه بار‌ها در بزرگان هم بوده که یا خود حضرات معصومین به شاعر گفتند اینجا را این طور بگو؛ اینجا را این طور درست کن؛ حالا چی شد!‌ اگر اهل‌بیت به او بگویند که شعر را اصلاح کند یعنی اینکه آن بنده خدا از تأیید روح القدس ساقط شد و دیگر شاعر اهل بیت نیست؟ اتفاقاً این توجه حضرت است که می‌گوید اینجا را درست کن. این بار‌ها در تاریخ تکرار شده است.

باید توجه کرد که این عنایتی است که به شاعر بگویند اینگونه شعر نگو. حضرت معصوم با شاعری که شعر مناسبی نگفته دعوا نمی‌کند و او را از خود نمی‌راند. پس در این شرایط برخورد با شاعر باید اینگونه باشد.

تسنیم: برخی می‌گویند شعرهای که برای اهل بیت گفته می‌شود جوششی است و از بالا و ملکوت به شاعر می‌رسد برخی هم آن را کوششی می‌دانند؟ رسیدن به مرحله جوششی بودن شعر چه آدابی را دارد؟ اگر که همه شعرهایی که برای اهل‌بیت سروده می‌شود را الهام بدانیم، پس ضعیف و قوی بودن شعر در این بین چه معنایی دارد؟

جانفدا: شاعر آیینه‌ای است که الهامات عالم معنا را منعکس می‌کند و در مورد شعرهای اهل‌بیت هم همین است. حوزه شعر، حوزه ملک و زمین نیست بلکه به حوزه معانی تعلق دارد. اصلاً معنا در جای دیگری قدم می‌زند و معنا را به زمین راه نمی‌دهند. معنا در ملکوت قدم می‌زند و شاعر می‌رود از ملکوت آن شعر را شکار می‌کند. شاعر آیینه‌ای است که آن معنا را از ملکوت به زمین بازتاب می‌دهد. یکسری معانی در ملکوت قدم می‌زنند و شاعر آنها را منعکس می‌کند. 

اگر شعر ملکوتی خوب منعکس نمی‌شود این اشکال از شاعر است و ایرادی به نورمطلق وارد نیست

شاعر در اینجا فقط مجرا است، شاعر ممکن است کوششی داشته باشد اما برای شعر کوشش نمی‌کند. شاعر شاید برای سواد، فهم و معرفت خودش کوشش کند اما برای انعکاس آن نیازی به کوشش ندارد. شاعر وقتی وارد ملکوت می‌شود برای فهم و معرفتش کوشش کند ولی برای انعکاس آن کوششی نمی‌خواهد. وقتی وارد ملکوت می‌شود به قدر آن تصاویری که از جلوی آیینه منعکس کرده کوششی می‌کند و زحمتی می‌کشد؛ آیینه ذاتش این است که تصاویر را منعکس می‌کند اگر یک آیینه‌ای یک تصویر را در ملکوت بد منعکس کرد یا تمام حقش را ادا نکرد آیا اشکال از آن تصویر است یا اشکال از آن آینه است؟ اشکال از آیینه است؛ چون حد آینه در همین است که یک ارزشی را از ملکوت و در سطحی پایین منعکس می‌کند.

آن آیینه ممکن است کدورتی داشته باشد و یا لبه‌اش پریده باشد. اگر من این مفهوم و شعر را بد گفته‌ام آیا شان حضرت پایین می‌آید؟ خیر! هادی جانفدا آیینه‌اش اینگونه است که شعر را اینگونه بازتاب داده است. حقیقت مطلق در وجود سیدالشهدا(ع) و یا حضرت صدیقه کبری(س) قرار دارد. اگر من غزل را در رسای این افراد گفته‌ام، یک مسئله‌ای را در حد توان خودم بازتاب داده‌ام. قطعاً توان افراد با هم فرق می‌کند، ظرفیت‌ها هم با هم فرق می‌کند، ظرفیت آینه‌ها هم با هم فرق می‌کند، آن حضرات اهل بیت علیهم السلام هستند که آیینه تمام نمای حقیقت هستند آن‌ها فقط می‌توانند حقیقتی را کامل منعکس کنند.

من اندازه فهم خودم از مولا، از آن اقیانوس، یک قطره برمی‌دارم، می‌آورم و می‌دهم به شما و می‌گویم این را بگیرید چون این اندازه فهم من است، غنیمت است، از یک اقیانوس است، سید بحرالعلوم می‌رود از مولا یک سبد پر می‌کند، علامه امینی می‌رود از مولا یک تشت پر می‌کند، می‌گوید این تشت را بگیر، این از اقیانوس است. حالا این مولاست؟ چه کسی مولا را می‌شناسد؟

شعر هم همین طور است، بله شعر از ملکوت است، مجراهای انتقال معنی قوی و ضعیف دارد؛ حتی پاک و ناپاک دارد. خوب منِ ناپاک این همه شعر برای اهل بیت گفتم؛ هر کس خودش را بهتر می‌شناسد اگر ناپاکی در آن شعر هست من آن را منتصب به اهل بیت کردم من نمی‌خواستم منتصب به اهل بیت کنم، خدا نکند اما من ضعیف هستم و باید به من کمک کنند و این کمک کردن منافاتی با این ندارد که شعر از عالم بالا است. ما به مجرا و آیینه کمک می‌کنیم اما نمی‌توانیم به جلوه کمکی کنیم، جلوه وجود دارد، جای آن هم درست است، اگر همه این عالم نیست شود، آن جلوه هنوز وجود دارد، کما اینکه در آن زمانی که این آدم هم نبود، این جلوه وجود داشت.  ما باید کمی نگاه‌هایمان را گسترده کنیم؛ وقتی نگاه‌هایمان را گسترده کنیم و از تنگ نظری‌ها خارج شویم مسائل حل می‌شود.

اصلاً آیینه‌هایی هستند که تصاویر را خراب نشان می‌دهند جلویش می‌ایستی بد نشان می‌دهد؛ اصلا این طور به قضیه نگاه کنیم که وقتی محرم شروع می‌شود انگار یک اتفاقی در عالم می‌افتد؛ این را کسانی که حسشان قوی باشند متوجه می‌شوند. فکر نکنیم فقط ما هستیم که در این عرصه فعالیت می‌کنیم. در خیابان همه در حال فعالیت‌های مختلف از جارو زدن تا آماده کردن تکیه هستند. شاعر هم بخشی از این آستان است.

آن کسی که گفته "امشبی را شه دین در حرمش مهمان است" برای سیدالشهدا(ع) شعر گفته است نه برای هیئت فلانی

ذاکر اهل بیت هم بخشی از این داستان است، این‌ها همه بخش هستند و محور سیدالشهداست. درخدمت‌کردن هم شاعر، مداح یا چای‌ریز بودن فرقی نمی‌کند، همه برای امام حسین(ع) است، مگر آن چای‌ریز برای عمرابن‌‌السعد چای می‌ریزد؟ ما باید از این دید به مسئله نگاه کنیم. شعری که این توفیق را داشته باشد که وارد مردم شود، مردم بشنوند و بخوانند و از آن لذت ببرند، چه بهتر. این توفیقی و موفقیتی است؛ این توفیق است که شعر شخصی قوی باشد و در هیئت خوانده شود!

البته این نباید ما را گول بزند و هر شعر ضعیفی را در هیئت بخوانیم. من باید این حس را داشته باشم که خوانده شدن شعر من در هیئتی که 20 هزارنفر در آن هستند و یا فقط 5 نفر در آن هستند هیچ فرقی نمی‌کند.

اگر که نیت ما واقعاً سیدالشهدا(ع) باشد، قطعاً خوانده‌شدن آن در یک هیئت بزرگ خیلی بهتر است. اما این حضور شعر در چنین هیئتی نباید نیت من را خراب کند. وقتی نیت من برای امام حسین(ع) باشد همه چیز خود به خود درست می‌شود؛ آن کسی که گفته "امشبی را شه دین در حرمش مهمان است" برای سیدالشهدا شعر گفته است نه برای هیئت فلانی؛ شعر را برای امام حسین (ع) گفته است و چه بهتر که در هیئت بزرگتر خوانده شود و مردم بیشتری آن را بشنوند.  من و قطعاً همه این مسئله را دوست دارند اما باید نیت شعر گفتن مشخص شود.

تسنیم: آن مسئله‌ای که همواره در هیئت‌ها مطرح می‌شود و اکنون هم بیش از پیش داغ شده است، بحث استفاده از اشعاری است که به وحدت مسلمانان آسیبی نرساند. همچنین در شرایط کنونی که گروهک تروریستی داعش به نام اسلام دست به جنایت می‌زند، برائت جستن چه جایگاهی دارد و حدود این برائت جستن در هیئت‌ها تا چه حدّی باید باشد که به وحدت مسلمین آسیبی وارد نکند؟

من هیچ جریان و گروهی از مذاهب اسلامی را ندیدم که کار قاتلان کربلا را خوب بدانند

جانفدا: من فکر نمی‌کنم که این مسئله در هیچ‌کدام از فرقه‌های مسلمانان و مذاهبی که از گذشته وجود داشته‌اند بوده باشد. البته ما در مورد این فرقه‌های من‌درآوردی و ساخته‌شده جدید صحبت نمی‌کنیم بلکه مذاهب اسلامی سال‌ها است که در کنار هم فعالیت‌ می‌کنند و بر اساس مطالعات من هیچکدام از این مذاهب نیستند که کار یزید را تایید کنند.

من هیچ جریان و گروهی از مذاهب اسلامی را ندیدم که کار قاتلان کربلا را خوب بدانند، اصلا اینکه گروهی وجود داشته باشند که کار آنها را خوب بدانند بسیار عجیب است. پس در لعن‌کردن قاتلان سیدالشهدا قطعا اختلافی بین مذاهب اسلامی وجود ندارد.

تسنیم: این مسئله‌ای که گفتید من را به یاد فتوای سال 2010 مقام معظم رهبری انداخت که در آن فتوا لعن بر همسر پیامبر را حرام دانسته‌ بودند و آن فتوا در همان سال به عنوان تاثیرگذارترین فتوای بین‌المللی جهان اسلام شناخته شده بود.

بصیرت یعنی من از اعتقاداتم با اطلاع کافی دفاع کنم اما بهانه‌ای به دست دشمنان ندهم

جانفدا‌: من در اینجا حرفی نمی‌توانم بزنم چرا که صاحب نظر نیستم، آقا این فتوا را دادند و من با روایت این مسئله را باز می‌کنم. روزی به حضرت امام صادق (ع) گفتند که یک نفر از دوست‌داران شما در مسجد در حال لعن‌کردن علنی خلیفتین است؛ حضرت گفتند که خدا خودش را لعنت کند چرا که ما را به زحمت می‌اندازد. البته در تاریخ ما در برخی از موارد شاهد مسائل دیگری هم هستیم. روزی پیرزنی به صورت خصوصی خدمت حضرت آمد و گفت: دو پیراهن بافته‌ام، یکی با لعن بر دشمنان شما و آن یکی را با صلوات بر جد بزرگوار شما و اهل‌‌بیت(ع) بافته‌ام؛ حضرت آن پیراهنی که با لعن به دشمنان اهل‌بیت بافته شده بود را اختیار کرد.

اتفاقاً بصیرت یعنی همان که رهبر انقلاب می‌گوید، قرار نیست که شما دست از اعتقادات خودت برداری. آقا در مورد غدیر گفتند که برخی تاریخ‌دانان وجود غدیر را انکار کرده‌اند و برخی از علمای ما جواب آنها را داده‌اند؛ پس در اینگونه مسائل اختلافی باید جواب علمی و بحث تاریخی شود. اما نباید امروز غدیر بهانه عده‌ای برای برهم زدن وحدت مسلمانان شود. بصیرت یعنی اینکه من اعتقادات شیعه‌ای خودم را به خوبی بلد باشم و بخوبی بتوانم از اعتقاداتم دفاع کنم ولی بهانه‌ای به دست دشمنان ندهم که بتواند بین مسلمانان شکاف بیندازد. بصیرت این نیست که گفته‌های دشمنان اهل‌بیت را تایید کنم، این بصیرت نیست و نفهمی است.

اکنون در تعداد زیادی از شهرهای کشور ما شیعه و سنی وجود دارند با هم زندگی می‌کنند. مثلاً در یکی از شهرها بارها شاهد این مسئله هستیم که یک نفری خواهر خود را به یکی سنی داده است و برعکس. حالا اینها باید به دلیل اختلاف مذهبی با خود چه کنند؟ باید دعوا کنند؟ با چاقو همدیگر را بزنند؟ اینها می‌خواهند با هم زندگی کنند. اینها باید بتوانند در کنار هم سالم، سلامت، شاد و خوب زندگی کنند و نباید بین اینها هرج و مرج باشد. یک خانواده را در نظر بگیرید که چهار نفر هستند، دو نفر شیعه و دو نفر سنی، در این خانواده نباید حرفی زده شود که وحدت بهم بخورد چرا که اینها از بیرون دشمنی بخصوص را دارند.

پس نتیجه این می‌شود که شیعه نباید از اعتقادات خود دست بکشد بلکه باید برود و علم کسب کند و بتواند از اعتقادات خود به درستی دفاع کند و هدف نهایی او این باشد که باید بتواند آنها را هدایت کند. البته نه از روی خصم و دشمنی‌ و کینه‌ای که برخی از شیعیان و سنی‌ها با یکدیگر دارند بلکه این هدایت باید از آن جنس باشد که حضرت سید‌الشهدا در ظهر عاشورا آمدند و گفتند که اینها گمراه هستند برویم با آنها صحبت کنیم و هدایتشان کنیم. این یعنی که دل امام حسین(ع) به حال گمراهی اینها می‌سوخت و نمی‌توانست آنها را نفرین کند در حالی که جنیان بارها به ایشان گفتند که شما کاری نداشته باشید و بگذار ما دودمان اینها را آتش بزنیم اما حضرت گفت که اینها بدبخت هستند و نمی‌فهمند.

آن کسی که شیعه است و می‌خواهد که اعتقادات خودش را دنبال کند نباید با کینه به تبلیغ بپردازد بلکه باید مهربانی کند و با این نگاه به طرف مقابل خود نگاه کند که او در حال اشتباه است و من نباید حرفی را بزنم که به بزرگانی که در ذهن او بزرگ هستند، توهین شود که دیگر حرف من را گوش ندهد. قطعاً اولین راه تبلیغ، جلب احترام طرف مقابل است. حالا چند نفر به اشتباه در ذهن یک نفر بزرگ هستند، حالا اگر من به آنها فحش بدهم، او جذب می‌شود؟ اگر در این راه با او به احترام صحبت کنم، می‌توانم او را بیدار کنم.

اگر در رفتار با دنیا محبت داشته باشیم قطعا می‌توانیم دنیا را بگیریم

این اصلاً یک اشتباه بزرگ است که قرار باشد ما از سنی‌ها طرفداری کنیم، فقط قرار بر این است که ما وحدت را حفظ کنیم. متاسفانه در این عرصه عده‌ای از بچه‌مذهبی‌های ما درست تشخیص نمی‌دهند و متاسفانه این هم بصیرت می‌خواهد. آقا نمی‌گوید غدیر را تبلیغ نکن بلکه می‌گوید برو صحبت کن اما این مسئله نباید مستمسکی برای از بین بردن وحدت مسلمانان باشد.

در دنیای امروز ما باید بیش از پیش اخلاق متعالی شیعه را نمایش بدهیم و این به این معنی است که اگر از جلسات خاصی فیلم‌برداری کنیم و آنها را در تمام دنیا پخش کنیم قطعا در حالت حداقلی مروج اخلاق ما نخواهد بود. ما امروز مانند پیامبر باید با محبت دین خود را تبلیغ کنیم اگر در رفتار با دنیا محبت داشته باشیم قطعا می‌توانیم دنیا را هم بگیریم اما اگر آن اخلاق را از دست بدهیم دیگر چیزی برای ما نمی‌ماند.

آن اخلاق بود که وقتی آن فرد بر سر پیامبر آشغال و خاکستر می‌ریخت در زمان مریضی، پیامبر به دیدن‌ او رفت و به پیامبر گفت که چرا آمدی؟ و پیامبر در جواب گفت که چند روز است که بر سر من خاک نمی‌ریزی، به همین دلیل برای عیادت آمدم. ما اگر قصد گرفتن تمام عالم را داریم پس اینکه همواره به عده‌ای فحش بدهیم و همزمان هم بخواهیم دیدگاه جهانی داشته باشیم چه معنایی دارد؟‌ اینجا لبه تیغ است و برای عبور از آن نیاز به بصیرت داریم. بصیرت همان چیزی است که برخی آن را نداشتند که هم دست از اعتقادات خودت برنداری و هم دشمنان اهل‌بیت را تایید نکنی و هم باعث اختلاف نشوی.

البته این کار بسیار سختی است. انسان باید در این عرصه مجهز شود. برخی با حرف‌های خودشان باعث کشته‌شدن یکسری از آدم‌ها می‌شوند. بصیرت اینجا است دست از اعتقادات خودت نکشی، مبلغ مکتب اهل‌بیت باشی و در عین حال تفرقه هم ایجاد نکنی و همچنین به همه ابعاد حتی ابعاد سیاسی هم توجه کنی. این مسیر مرد میدان و آدم تربیت شده می‌خواهد.

تسنیم: شاعر و مداح و دیگر فعالان عرصه دستگاه اهل‌بیت نیز باید به کار خودشان اینگونه جدی نگاه کنند تا خدای نکرده به این اهداف اصیل آسیبی وارد نشود.

اینکه من در شعر خودم بیایم حرفی بزنم که تبعاتی برای شیعه و در اصل مسلمان داشته باشد، شایسته نیست

جانفدا: بله، تمام مذاهب اسلامی می‌گویند که دشمنان اهل‌بیت انسان‌های بسیار بدی بودند و هستند و همچنین بسیاری از دشمنان ایشان می‌خواهند خود را محب اهل‌بیت نشان دهند. اشکالی ندارد که در شعر خودمان لعنت به دشمنان اهل‌بیت نیز بگوییم چرا که اکنون تمام مذاهب می‌گویند که باید محب حضرت علی(ع) بود.

اینهایی که امروز آمده‌اند و می‌گویند که محبت‌ اهل‌بیت علیهم السلام در دین وجود ندارد. اینها تازه به دوران رسیده‌اند و حتی اهل‌سنت هم نیستند چرا که تمام اهل‌سنت در طول تاریخ محبت اهل‌بیت را بخشی از دین دانسته‌اند و روایت‌های آن نیز در کتاب‌هایشان موجود است. قطعاً این چیز بدی نیست کما اینکه در زیارت عاشورا دشمنان اهل‌بیت لعن می‌شوند. اما اینکه من در شعر خودم بیایم حرفی بزنم که تبعاتی برای شیعه و در اصل مسلمان داشته باشد، شایسته نیست.

تسنیم: ما شاهد هستیم که برخی از شاعران و مداحان به این بهانه که از سیاست دوری کنند، از خواندن اشعار دفاع‌مقدس و یا مطرح کردن آن در هیئت‌ها دوری می‌کنند. این نوع از تفکر به نظر شما از کجا نشأت می‌گیرد در حالی که تصور می‌شود هیئت‌ها و مجالس روضه پایگاه و منبعی هستند برای نزدیک شدن به اهداف متعالی جهاد در راه خدا که نیازمند بصیرت سیاسی است.

جانفدا: این مسئله دو جنبه دارد؛ مردم با چه شعارهایی انقلاب کردند؟ اصلاً امام حسین(ع) سیاسی‌کاری نکرد بلکه همان نوحه‌ها و شعارهای عاشورایی آمد و با المان‌هایی از جهاد و انقلاب ترکیب شد. مثلاً شعار «ای شاه خائن آواره گشتی، خاک وطن را ویرانه کردی» این یک نوحه است و سبک نوحه را دارد. مردم آمدند با این شعارها انقلاب کردند. حرکت امام حسین(ع) حرکتی بود که بر روی تمام ابعاد زندگی بشر تاثیر گذاشت و قطعاً یکی از آن ابعاد نیز سیاست است که روی عواطف بشری نیز تاثیر گذاشت و همچنین سیدالشهدا (ع) بر روی تمام ابعاد اجتماعی و عرفانی نیز تاثیر گذاشت.

برخی فکر می‌کنند که اگر در مجالس روضه‌خوانی و هیئت‌ها حرف از مسائل و معظلات سیاسی و اجتماعی بزنیم شاید از امام‌حسین(ع) دور بشویم، به نظرم این حرف درست نیست. برخی هم می‌گویند که عده‌ای در این راه افراط کرده‌اند و جلسه امام‌حسین(ع) را از حالت جلسه خارج کرده‌اند و آنقدر در دادن اینچنین پیام‌های سیاسی افراط کرده‌اند که کل جلسه را جلسه سیاسی کرده‌اند که برخی افراد از جلسات امام حسین(ع) زده شده‌اند. پیام سیاسی دادن بد نیست اما پیام دادن هم باید با اصولی همراه باشد.

ما باید پیام انتقال بدهیم نه فقط جلسه را به بیان شعار بگذرانیم. شما وقتی رمانی را می‌خوانید می‌گویید که پیامی داشته و در ذهن شما بسیار تاثیر گذاشته است همچنین آثار هنری دیگری مانند فیلم‌ها نیز اینچنین اثری را داشته است. ما آنقدر این مفاهیم را مستقیم و بدون هنر و به شکلی شعارزده در هیئت‌ها مطرح کردیم که شاید یک عده زده شده‌اند و می‌گویند که ما نمی‌خواهیم مثل اینها باشیم.

یک نکته هم در اینجا وجود دارد که مگر تبلیغ کردن مکتب سیدالشهدا، غیر از شهادت و جهاد است؟ اگر امروزه ما بیاییم به شکلی هنرمندانه این مفاهیم را به جوانان امروزه بگوییم، قطعاً تاثیرگذار است. این مکتب فکری و این مرام را نمی‌توانیم به جوان امروز دیکته کنیم. مقام معظم رهبری هم بارها بر این مسئله استفاده از هنر تاکید کرده‌اند چرا که هنر در احساسات و عواطف عمیق انسانی تاثیر می‌گذارد و به همین دلیل است که هنر ماندگار است.

پس حرف‌های اینچنینی باید در غالب هنر زده شود، حالا اگر من بیایم و میکروفون را در دست بگیرم و فقط در مورد شهادت و ایثار و دفاع‌مقدس بدون هیچ هنری بخوانم، قطعا تاثیر عکس داشته و مردم خسته می‌شوند و برخی هم می‌گویند که ما آمده‌ایم که روضه امام حسین(ع) را گوش بدهیم، نیامده‌ایم این حرف‌ها را گوش دهیم.

اگر یک روزی به شکل هنرمندانه در مورد مفاهیم انقلابی و ارزشی صحبت کنیم آن قطعاً بسیار ارزشمند است. من حالتی که جوانان از آن بگریزند را اصلا قبول ندارم اما ما می‌توانیم به صورت هنرمندانه جهاد، شهادت و دفاع‌مقدس خودمان را تبلیغ کنیم. ممکن است که نتوانیم جوانی را به کربلای 5 ببریم اما می‌توانیم ارزش‌های کربلای 5 را در شعرهای خودمان بیاوریم و ارزش‌هایی که در فضای آن دفاع‌مقدس بوده است را در شعرهای خودمان انتقال دهیم.

ممکن است برخی که معقتدند نباید شعاری عمل کرد را متهم به مخالفت با دفاع‌مقدس و انقلاب کنند. ما می‌گوییم که روش تبلیغ باید هنرمندانه باشد تا که بتوانیم اثر بگذاریم و گرنه گفتن یا نگفتن ما اگر هنرمندانه نباشد قطعاً با هم برابر است. من وقتی شاهدم که در هیئت‌ها به شکلی ضعیف این مفاهیم تبلیغ می‌شود قطعاً در من تاثیر منفی می‌گذارد. یکی از دلایل ایجاد این فضا در کشور افراط برخی در این راه است.

یکی آمده در جلسه امام حسین(ع) فقط راجع به دفاع مقدس صحبت کرده. یکی به او می‌گوید حداقل چهار کلام در مورد محرم هم صحبت کن. من هیئتی را رفتم که از حدود 320 دقیقه سخنرانی در 8 شب آن کمتر از نیم ساعت در مورد امام حسین(ع) صحبت کرده‌اند.

تسنیم:‌ البته برخی از مبلغان و منبری‌ها نیز در این عرصه کارهایی کرده‌اند ولی خوب ممکن است در بین آنها نیز افراط وجود داشته باشد.

جانفدا: ارزش‌های امام و انقلاب دقیقاً منطبق با ارزش‌های کربلا بود. زمانی که شما در حال تبلیغ سیدالشهدا هستید، در حقیقت تبلیغ انقلاب را نیز می‌کنید. من شنیدم که در بخشی از شهر، زمانی که 22 بهمن مصادف با عاشورا شده بود، آنجا را آذین بستند. مقام معظم رهبری در فاطمیه مجلس عزا می‌گیرند، آیا این برهم زننده وحدت است؟ اما برخی از ولی هم در این زمینه جلوتر می‌روند، اینها مسیر را اشتباه گرفته‌اند، مقام معظم رهبری می‌گویند در جلسات، ارزش‌های انقلاب ترویج شود، اما نمی‌گویند که جلسه از حالت خودش خارج شود.

جلسه اهل‌بیت باید بیدارکننده و جریان‌ساز باشد، تغییری که در ماه محرم است، در ماه رمضان نیست، تمام جوانان مملکت در این ماه تلاش می‌کنند. ماه رمضان یک اتفاق خاص است اما محرم یک شور عمومی است. این یک گزارش است و تحلیل نیست. وقتی حتی یک نفر که آشنایی با این فضا هم نداشته باشد یا حتی از دین دیگری باشد، اگر از هر دوی این ماه گزارشی را بنویسد، قطعاً گزارش ماه محرم آن خواندنی‌تر و عجیب و غریب‌تر خواهد بود چرا که همه مردم  در آن دخیل هستند.

محرم از همان ابتدا جریان‌ساز بوده اند ، دوستانی هم که احساس می‌کنند کارهای انقلابی و ارزشی در هیئت، آنها را از امام حسین(ع) دور می‌کند باید به آنها بگویم که شما از امام حسین(ع) دور نمی‌شوید بستگی دارد به اینکه این مسیر را چگونه ارائه بدهیم. دعا می‌کنم که همه بتوانیم مبلغان خوبی برای اهل بیت(ع) باشیم و از اطرافمان و خانواده خودمان شروع کنیم.

در آخرامیدوارم شعر اهل‌بیت علیهم السلام به نقطه ای برسد که حضرت صدیقه سلام الله علیها از آن راضی باشند.

  

منبع:خبرگزاری تسنیم

نظرات

ارسال نظرات

وارد کردن نام و نام خانوادگی و پست الکترونیک اجباری می باشد.*

*