انجمن شاعران اهل بیت علیهما سلام
نقد غزلی از علی ذوالقدر

نقد غزلی از علی ذوالقدر

خدای مهربانی هاست سلطانی که من دارم/ فدای مهر بسیارش دل و جانی که من دارم

خدای مهربانی هاست سلطانی که من دارم
فدای مهر بسیارش دل و جانی که من دارم

کنارش ذره ناچیز چون خورشید می‌تابد
ندارد هیچ موری این سلیمانی که من دارم

نمک پرورده‌ی دریای جودش بوده ام عمری
پر است از شور احسانش نمکدانی که من دارم

همیشه رو به گنبد با خدای خود سخن گفتم
همیشه در حرم محکم شد ایمانی که من دارم

نسیم رحمتش، بار گناه از دوش بردارد
به آهی کاه گردد کوه عصیانی که من دارم

به لطف گندمی که داده ام دست کبوترها
دگر خالی نماند سفره‌ی نانی که من دارم

چه فرقی می‌کند آهو، کبوتر یا که سگ باشم
که او بی اعتنا باشد به عنوانی که من دارم

به وقت مرگ می‌آید به بالینم یقین دارم 
شروع وعده‌های اوست پایانی که من دارم

در این غزل ، آنچه از صنایع لفظی بطرز فراوانی بکار برده شده است ، مراعات النظیر است . این صنعت در تمامی بیتهای غزل حضوری نرم و ملایم را از خود بذهن می‌نشاند . مراعات النظیر یکی از پر بسامدتربن صور خیال است که هیچگاه فرسوده و‌کهنه نمیشود . لذتی که خیال از این صورت شعری می‌چشد حاصل درک انسجام و بهم پیوستگی مفاهیم پراکنده در دنیای وقوع است . در حقیقت شاعر با استفاده از این صنعت ، از ارتباط تنکاتنگ و در عین حال پنهان اشیاء اطراف پرده برمیدارد . این کشف میتواند نتیجه‌ی وحدت غالب در نفس شاعر باشد و میتواند پی آمد کثرت اشتغال خیال شاعر و پرسه‌های خیالی او در چمن زار‌های لغات و مفاهیم باشد .‌ ناگفته پیداست که شاعر ، ارتباطی را نمی‌آفریند بل أنچه هست را آشکار مینماید . مراعات النظیر به استفاده کردن از دو یا چند واژه که در ذهن مستمع میان آنها ارتباطی واقعی است در یک مصراع یا یک بیت یا یک غزل برای تداعی کردن منظور خویش گفته میشود . شاید بتوان مراعات النظیر را ام الصور خیال دانست چون ارتباط بین دو‌ چیز از حیث مفهوم یا تساویست یا تضاد است یا تناقض است یا جزء و کل است یا کل و جزء است و یا بصورت‌های دیکر که این مقال فعلا مجال این گفتار نیست

در بیت اول ، بین خدا و‌فدا ، جناس ناقص است . مهربان و مهر ، خدا و سلطان ، فدا و دل و جان ، دل و جان ، مراعات النظیر است

بیت دوم ، مراعات النظیر میان ذره و خورشید ، ناچیز و هیچ ، خورشید و تابیدن بمعنای تابش. ذره و تابیدن بمعنای تاب خوردن ، مور و سلیمان است . مور و سلیمان تلمیح به داستان معروف هم هست

بیت سوم مراعات النظیر نمک با شور و نمکدان ، ایهام شور احسان . جناس غیر تام پرورده با پر .

بیت چهارم 
مراعات النظیر گنبد و حرم و ایمان .
بیت پنجم 
مراعات النظیر نسیم رحمت با بار گنه ، بار با دوش .  و کاه و کوه . عصیان و گناه
بیت ششم 
مراعات النظیر گندم و کبوتر و خالی و سفره نان
بیت هفتم 
مراعات النظیر آهو و کبوتر و سگ
بیت هشتم 
مراعات النظیر مرگ و بالین

در این غزل اتفاقات دیگری نیز رخ داده 
خداوندگاری اهلبیت علیهم السلام همواره با تمام حواشی ای که در دوران‌های مختلف داشته است مطمع نظر اهل ادب و اهل محبت بوده و هست ، اختلاف‌های پیش آمده معمولا ناشی ازچگونگی تقریرات و کیفیت اقامه‌ی براهین و مواطن ابراز این مطلب بوده است که فعلا این نوشته در صدد ورود در این باب نیست . در این غزل به صورت بسیار ظریف و آرام این موضوع طرح و اثبات شده و به وقوع مکررش اشاره شده است . بیت چهارم :
همیشه رو به گنبد با خدای خود سخن گفتم 
همیشه در حرم محکم شد ایمانی که من دارم
در این بیت شاعر حرم حضرت رضا سلام الله علیه را مابإزاء حرم کعبه و گنبد حرم حضرت را کعبه و قبله و حضرت را خدای خود دانسته و اوقات نماز و ایام زیارت حضرت را یکی دانسته . هم هر وقت نماز را رو به حرم اقامه کرده هم در هر زیارت ، خداوند خویش را در مشهد الرضا زیارت کرده .

این گونه از بیان را میتوان صورتی از اسلوب معادله تلقی نمود که برخاسته از صنعت مجاز و‌تشبیه است . البته بیت خالی از حسن تعلیل نیز نیست یعنی بیت ، قابلیت این را دارد که مصرع دوم علت مصرع اول باشد . به این صورت که چون همیشه ایمان در حرم محکم میشود ، همیشه رو به گنبد با خدایش سخن میگوید

این غزل هم از حسن مطلع خوبی در حد کلیت غزل برخورداراست هم از حسن ختام مناسبی . خدای مهربانی‌ها بودن ، مناسبتی تام دارد با این که :
شروع وعده‌های اوست پایانی که من دارم . 
گفتنی است که در زیبایی حسن ختام ، تضاد بین شروع و پایان و‌تصویر فراهم آمده از مجموع عناصر بیت تخلص ، هم سهم بسزایی دارد

نظرات

ارسال نظرات

وارد کردن نام و نام خانوادگی و پست الکترونیک اجباری می باشد.*

*