انجمن شاعران اهل بیت علیهما سلام
نوشتاری کوتاه در بررسی «کفشداری یازده» به قلم مجید لشکری

یادداشت

نوشتاری کوتاه در بررسی «کفشداری یازده» به قلم مجید لشکری

نوشتاری کوتاه در بررسی «کفشداری یازده»؛ اثر هادی جانفدا

نگارنده: مجید لشکری

 

مقدّمه

شعر آیینی امروز، از جمله پر شاخ و برگ­ترین گونه ­های شعر معاصر و روزگار ماست. هرچند از لحاظ کمّی این آثار فراوانی قابل توجّهی دارد، لیکن با اندکی تحقیق و تدقیق، دریافته خواهد شد که در مقایسه با این حجم گسترده، به جز اندکی شعر و شاعر، این گونه ­ی شعر با ضعف قابل توجّهی از حیث کیفی برخوردار است. هرچند این مسئله، تهدیدی برای شعر آیینی دانسته می‌شود؛اما از زاویه دیگر، با بررسی شعر شاعران موفق آیینی، به ویژه در حوزه شعر اهل بیت علیهم السلام، می­توان فرصتی خوب و پسندیده از درگاه کیفی این اشعار، برای مخاطبان عام و خاص ادبیّات فراهم کرد، تا بتوانند بهتر و شایسته ­تر با رونق­‌های شعر اهل بیت علیهم السلام، در این روزگار آشنا شوند.

از جمله ­ی شاعرانی که هم خودشان، هم شعرشان به عنوان پیشگام و شاخص شعر اهل بیتی شناخته می­شود، می­توان به «هادی جانفدا»، اشاره کرد. درست در زمانی که رونق تازه ­ای در شعر اهل بیت علیهم السلام، در میان شاعران جوان دهه ­ی هشتاد شمسی ایجاد شد، این شاعر از جمله ­ی کسانی بود که اشعار او با برجستگی­های خوب ادبی و دینی، دیده و خوانده می­شد. در این نوشتار بر آنیم تا با آخرین مجموعه ­ی شعر این شاعر، «کفشداری یازده» که در مدح و رثای اهل بیت علیهم السّلام سروده شده است، آشنا شویم.

 

عنوان کتاب

عنوان این کتاب، کفشداری یازده است و این عنوان ما را با علاقه و دلبستگی این شاعر به امام رضا علیه السّلام، آشنا می­کند. مخاطب با خواندن عنوان این مجموعه، در همان ابتدا، با سؤالی مهم مواجه می­شود، که شاعر برای چه این عنوان را برای کتابش انتخاب کرده است؟ و تنها جوابی که ممکن است برای این پرسش پیدا کند، همانی است که بالاتر گفته شد. نویسنده­ این نوشتار اگرچه به سبب آشنایی با شاعر این مجموعه و رفاقت با او، از علّت تسمیه­ ی مجموعه آگاه است و آن این که او همیشه از همین کفشداری وارد رواق حرم امام هشتم می­شود، امّا این دغدغه را برای مخاطب این مجموعه قایل می­شود که لااقل در مقدّمه ­ای که می­توانست نگاشته شود، حُسن تسمیه، برای او معلوم می­شد، زیرا حتّی شعری در این مجموعه، از این عبارت استفاده نکرده است تا ذهن مخاطب به وسیله‌ی آن بسامان شود.

 

امضای شاعری

با مطالعه ­ی شعرهای این مجموعه، بی­ شک مخاطب درخواهد یافت که شاعر به یک زبان خاص و منحصر به فرد شاعرانه رسیده است. اگرچه شعرها بالا و پست و فراز و فرود مشهودی دارد؛ اما می‌توان همه‌ی آنها را برخاسته از ذهن یک شاعر دانست. آنچه خوشحال کننده است همین است که شاعر با تمام این احوال، در نقطه ­ای صفر یا زیر صفر، شروع به سرایش نکرده که بعدها بخواهیم اوجش را در اشعار متوسّط از حیث مفهوم و معنا و ادبیّت بیابیم و ببینیم،بلکه از یک حداقل معقول و مناسب رشد شعری اش را آغازیده است و به حدّی اعجاب انگیز در برخی از اشعار رسیده است.

 

اشعاری برخاسته از معرفت

هادی جانفدا در شعرش نشان داده است که علاوه بر آشنایی ادبی، مطالعات دینی نسبتاً خوبی را داشته است. نمونه هایی از این دست ابیات در شعر او در حدّ قابل توجّهی یافت می­شود، مثلا در این بیت که در واقع برگردان ادبی «عروه الله الوثقی» و «حبل الله متین» است و در مدح حضرت امیرالمؤمنین علیه السلام سروده شده است:

 

مسیر مهر شما ختم می­شود به خدا

کجا رود سر هر رشته جز کلاف خودش(12)

 

یا این بیت، که در مدح حضرت زهرا سلام الله علیهاست:

 

از آوار ستم شاید قد توحید خم می‌­شد

اگر تو دست­هایت را ستون دین نمی­کردی(68)

 

تناقض ­ها و تضادهای دلنشین

یکی از ترفندهای ناخودآگاهی که در شعر هادی جانفدا دیده می­شود، وجود تناقض­ها و تضادهای دلنشین است. علّت این که لفظ «ناخودآگاه» را ذکر کردیم، این است که این استفاده در شعر او به عنوان بازی ادبی دیده نمی­شود و به هیچ عنوان به ذوق مخاطب حرفه ­ای تلخ نمی­ آید.

 

آن کس که جای فاطمه در قم نشسته است

در روز حشر هم به شفاعت بایستد(64)

 

به پیشگاه شما سربه زیر می­ آیم

به سربلندترین شکل عذرخواهی­ها(56)



این دل ما تنگه اگه براتون

میدونیه واسه برو بیاتون(72)

 

نامشخّص بودن ممدوح در برخی شعرها

در شعر هادی جانفدا، مخاطب گاهی متحیّر می­ ماند که این شعر در مورد کدام یک از ذوات مقدّسه سروده شده است؟ و شاعر با نیاوردن نامی و نشانی مشخّص از ممدوح، مخاطب را سردرگم می­سازد. این سردرگمی اگر می­تواند این خصوصیّت را برای برخی شعرهای هادی جانفدا فراهم کند و توسّع استعمال و استقرای شعر را فراهم می­ آورد؛ امّا از جنبه ­ای می­تواند شعر را به عنوان شعری بی امضا معرفی کند که هیچ گونه شاخصه‌ی لااقل برجسته ای برای معلوم شدن ممدوح آن وجود ندارد. مثلاً دو شعری که در صفحات85تا87 و صفحات45و46 آمده است و در آن هیچ نمونه ای برای مشخص شدن ممدوح وجود ندارد.

 

تأثیر روحیات قلندرانه ­ی شاعر در زبان شعرش

بدون در نظر گرفتن خلق و خوی هادی جانفدا، شعر او نشان دهنده ­ی روحیه ای خاص از اوست. استفاده کردن کلماتی مانند: «معطل»، با میم و طای مفتوح و عین مجزوم، یا «لات چاله میدان»، «یقه دریدن»، «هو کشیدن»، «دق دادن» و... این روحیه و تأثیر را نشان می‌دهد.

 

واوهای ابتدایی

در مجموع شعرهایی که در «کفشداری یازده» آمده است، فراوان مشاهده می­ شود که شاعر، از «و» آغازین استفاده کرده است، صرف نظر از این که آیا این استفاده به جا و مناسب بوده یا خیر؛ امّا بیش از 20 بار از «و» در ابتدای مصراع استفاده شده است.

 

بگو که یک شبه مردی شدی برای خودت

و ایستاده­ ای امروز روی پای خودت(34)

 

شب تجلّی حق در وجود یک دختر

و آسمان و زمین در سجود یک دختر(40)

 

ادب نوکری

یکی از مهمترین ویژگی‌های هادی جانفدا که در شعرش نیز نمود قابل توجّهی دارد، ادب او نسبت به آل الله علیهم السّلام است، تا آنجا که در هیچ جای «کفشداری یازده»، نشانه ای از هتک حرمت و گذر از موازین ادب نوکری دیده نمی­شود و در یکی دو شعری که در این مجموعه به زبان محاوره سروده شده است، این زبان عامیانه مانعی برای رعایت این ساحت نبوده است؛ حتّی می­توان یکی از شعرهای موفّق این مجموعه را  شعری دانست که در صفحات 72 تا 74 و به زبان فولکلور آمده است.به عنوان مثال در این بیت:

 

سر می­ره از ظرفای کوچیک ما

محبّت شما و بچه­ و بچه هاتون ...(73)

یا این بیت:

جایی که کوه خضر به زحمت بایستد

شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد(63)

 

ایهام ­های بدیع

اگرچه تعدادشان قابل توجّه نیست؛ امّا در این مجموعه، ایهام ­های دلنشین و بدیع دیده می‌شود، که نشانه ­ی هنر شاعریِ هادی جانفداست.

 

شیوه‌ی ی آواز شما دشتی است

کعبه از آن سمت که برگشتی است(39)

 

که در واژه ­ی «دشتی» ایهام ساخته است، یا در این بیت که در جمله ­ی مصراع اوّل ایهامی در «دل تنگ» دیده می­شود:

 

این دل ما تنگه اگه براتون

میدونیه واسه برو بیاتون(72)

 

همین­طور، در این بیت که بار ایهام بر دوش «عزیز» است:

 

در عین نانجیبی ما ایّها العزیز

رحمی به این بضاعت ناچیزمان کنی(52)

 

چند ایراد

هرچند محاسن این مجموعه آن قدر هست که ایرادهای ناچیز و ناخواسته ­ی این مجموعه، چیزی از ارزش آن کم نمی­ کند؛ امّا بهتر است به آن­ها اشاره شود، تا در چاپ­‌های بعدی این مجموعه لحاظ گردد:

 

1- کیفیت پایین چاپ و طرح جلد

نوع برگه و صحّافی و صفحه ­آرایی این مجموعه، هیچ تناسبی با محتوای خوب اشعار ندارد. طرح جلد این مجموعه نیز با توجّه به عنوان خوب مجموعه، بسیار بهتر از این می­ توانست باشد.

 

2- به هم ریختگی اشعار

این مجموعه، از انسجام و ترتیب موضوعی برخوردار نیست و پراکندگی موضوعی اشعار، مخاطب را سردرگم می­کند و چینش اشعار در این مجموعه مشخّص نیست.

 

اشعار برجسته این کتاب به نظر نگارنده

یک/غزلی درباره شهادت حضرت علی اصغر علیه السّلام، با مطلع

بگو که یک شبه مردی شدی برای خودت

و ایستاده­ای امروز روی پای خودت/ صفحه ی34

 

دو/شعری در رثای سیّدالشهدا علیه السّلام، با مطلع

بغض مرا بار شتر می­کنی

کوله‌ی عشق است که پر می­کنی/صفحه ی38

 

سه/شعری در رثای حضرت علی اکبر علیه السّلام، با مطلع

اگر به چشم تو لفظ غزال برگردد

به جسم مرده ­ی شعرم خیال برگردد/ صفحه ی60

 

چهار/شعری برای حضرت معصومه سلام الله علیها، با مطلع

جایی که کوه خضر به زحمت بایستد

شاعر چگونه پیش تو راحت بایستد/صفحه ی63

 

پنج/شعری محاوره­ ای درباره ­ی امیرالمؤمنین علیه السّلام، با مطلع

این دل ما تنگه اگه براتون

میدونیه واسه برو بیاتون/صفحه ­ی 72

 

شش/شعری در رثای حضرت زهرا سلام الله علیها، با مطلع

شبیه درد رفتی و شدی در استخوان پنهان

نمی ­یابم تو را ای در جهان مانند جان پنهان/صفحه ی79

 

هفت/شعری در رثای سیّدالشّهدا علیه السّلام، با مطلع

لباسی باید از جنس تجلّی بر تنت باشد

که عریانی گواه اشتیاق رفتنت باشد/صفحه ی83­



هشت/رباعیّاتی با موضوع امیرالمؤمنین علیه السّلام، که در پایان کتاب آمده است.

 

سخن پایانی

برآیند آن­چه نصیب من از مصاحبت با شعر و شخصیّت هادی جانفدا حاصل شده است، چیزی جز خیر و برکت نداشته است. او شاعری است که هرچند شعر دیگران را در سیطره ­ی ادب پارسی چه در حوزه ­ی دین و چه در حوزه ­ی آیین مطالعه کرده است؛ امّا خودِ خودش است و این به نظر بنده بزرگترین نعمتی است که توانسته است در کنار روحیه­ ی پذیرنده‌ی او، زمینه ساز خلق اشعاری گردد که برخی از آن­ها در حکم مثل سایر در جوامع مذهبی و شعر دوستان اهل بیتی شده است. در پایان امید دار و امیدوار هستم که مشتاقانه مجموعه ­ی بعدی او را بخوانم و باز هم ارتزاق جان کنم.

 

 

نظرات

ارسال نظرات

وارد کردن نام و نام خانوادگی و پست الکترونیک اجباری می باشد.*

*