انجمن شاعران اهل بیت علیهما سلام
مرحوم ژولیده نیشابوری

سوخته جانان

مرحوم ژولیده نیشابوری

آشنایی اجمالی با شخصیت , شعر و زندگی آقای ژولیده

نام: حسن
شهرت: فرح بخشیان
تخلص: ژولیده نیشابوری 
تاریخ تولد: 1320
تاریخ وفات: 19مهر 1386
در پهنه‌ی آسمان بی‌کران ادبیات آیینی ، نام «ژولیده نیشابوری»، همچون ستاره‌ی پرفروغی است که نمی‌توان آن را نادیده انگاشت.
محمدحسن فرح بخشیان، متخلص به «ژولیده‌ نیشابوری» فرزند محمداسماعیل، در سال ۱۳۲۰ ه.ش در منطقه‌ی فرح بخش نیشابور دیده به جهان گشود و وجود او، از همان دوران کودکی و نوجوانی با دلبستگی به ائمه اطهار(سلام الله علیها) شکل گرفت. 
حضور متعهدانه‌ی چهره‌های ادبی آیینی همچون مرحوم ژولیده، در روزگاری که نیاز به قلم‌های مسئول و دین‌باور، بیش از هر زمان دیگری احساس می‌شد، موهبتی ارجمند در زنده نگاه داشتن ارزش‌های توحیدی و بیان فضایل، مناقب و مراثی اهل ‌بیت عصمت و طهارت به شمار می‌آمد. همین معنا، ژولیده‌ی نیشابوری را در ردیف شاعران پیشکسوت آیینی و ارزشی معاصر قرار می‌دهد. شاعرانی که خواه یا ‌ناخواه، حرکت و آثارشان بر نسل‌های بعدی نیز تاثیرگذار بوده است.

عنایت غیبی و ورود به دنیای شعر از زبان شاعر
«اولین بار که با مادرم در مجلس عزاداری امام حسین (علیه السلام) شرکت کردم، سخنران درباره‌ی حضرت فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و علت شهادت و محل دفن آن بانوی بزرگوار سخن گفت و در پایان مداحی به ذکر مصیبت ایشان پرداخت که من زار زار گریه کردم و در آن هنگام در قلبم جرقه ای زد که ای کاش می‌توانستم من هم در مدح و ثنای این بانوی دو عالم شعر بگویم... در همان جا از حضرت فاطمه(سلام الله علیها) خواستم مرا کمک کند و همان هم شد.
شبی در عالم رویا دیدم وارد مجلسی شدم که بزرگان همه جمع بودند و در مدح اهل بیت شعر می‌گفتند. در میان آنها بشیر و شهریار را دیدم که مورد عنایت اهل بیت(علیهم السلام) قرار گرفتند؛ خیلی ناراحت شدم... چرا من نباید شعر بگویم! در همان لحظه یکی از بزرگان مرا به اسم صدا زد و گفت: "حسن کوچک هم شعر بخواند" صبح آن روز که از خواب بیدار شدم، بی اختیار طبع شعرم همچون باران از آسمان قلبم شروع به باریدن گرفت و من که در آن زمان ۱۲ سال بیشتر نداشتم، شروع کردم به نوشتن اشعاری که می‌سرودم و روز به روز بیشتر از محبت اهل بیت (علیهم السلام) به خصوص فاطمه زهرا (سلام الله علیها) و سرور و سالار شهیدان امام حسین (علیه السلام) بهره مند شدم»
با هم یکی از معروف‌ترین اشعار ایشان را میخوانیم...

الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم
نه تنها سر برایت بلکه از سر بهتر آوردم

پی القاء قَد قامَت به ظهر روز عاشورا
برای گفتن اللّه اکبر اکبر آوردم

برای کشتن دونان به دشت کربلا یارب
چو عباس همایونفر امیر لشگر آوردم

پی آزادی نسل جوان از بند استعمار
برادرزاده ای چون قاسم فرخفر آوردم

علی را در غدیر خم نبی بگرفت روی دست
ولی من روی دست خود علی اصغر آوردم

اگر با کشتن من دین تو جاوید می‌گردد
برای خنجر شمر ستمگر حنجر آوردم

برای آن که قرآنت نگردد پایمال خصم
برای سمّ مرکبها خدایا پیکر آوردم

علی انگشتر خود را به سائل داد اما من
برای ساربان انگشت با انگشتر آوردم

به پاس حرمت بوسیدن لبهای پیغمبر
لبانی تشنه یارب بهر چوب خیزر آوردم

حسن را گر که از لخت جگر آکنده شد طشتی
من اینک سر برای زینت طشت زر آوردم

برای آن که همدردی کنم با مادرم زهرا
برای خوردن سیلی سه ساله دختر آوردم

من ژولیده می‌گویم: حسین بن علی گفتا:
الهی بهر قربانی به درگاهت سر آوردم

ژولیده نیشابوری
****************

ماجرای تخلص ژولیده
نهاد شیفته و طوفانی فرحبخشیانِ بیست و دو ساله در امتزاج با یکی از بزرگترین وقایع تاریخ معاصر ایران، جوهره ای دیگر گرفت؛ وی همزمان بانخستین جرقه‌های انقلاب اسلامی ایران با سرودن دو بیت شعر، که بهای آن، بازداشت و تحمل سه سال و هشت ماه حبس در زندان ساواک بود، با انقلاب ایران همراه شد:
پیام رهبر ایران در این جهان این است
سکوت در بر ظالم، خلاف آیین است
چو دید عکس خمینی، به خویش گفتا شاه:
کسی که کاخ مرا زیر و رو کند، این است
.
« خرداد سال ۴۲ در مدرسه فیضیه پای منبر امام خمینی(ره) دو بیت شعر درباره اهمیت و ارزش ولایت فقیه سرودم و مجلس چنان متحول شد که بعد از پایان سخنرانی امام، مرا دستگیر و به زندان ساواک قم بردند و تا ۱۵ روز زیر شکنجه دژخیمان در بدترین وضعیت اذیت و آزار بودم و بعد از آن به بند یک زندان قصر منتقل شدم. بعد از چند روز در بین راه بند، تا محل بازپرسی، مرحوم آیت الله طالقانی را ملاقات کردم و همین برخورد باعث شد که وی به دژخیمان گفت، این ژولیده‌ی شوریده‌ی خاکی را از کجا آوردید! بعد از آن با این مرد خدا چندین بار دیدار داشتم که او نام "ژولیده" را بر من نهاد.»
ژولیده پس از آزادی از زندان، تا سال ۱۳۵۷، دو بار دیگر و در جمع، ۶ ماه دیگر زندان را تجربه کرد.

ژولیده؛شاعر مردمی
ژولیده، شاعری است که همواره به شعر به ‌عنوان وسیله‌ای در خدمت نشر معارف اسلامی و مدح فضایل و کرامات عترت گرامی رسول اکرم (ص) نگریسته است. شعر او، حد فاصل بین شعر کلاسیک پیشینیان و شعر امروز است. شعری که ریشه در هیئت‌های مذهبی خودجوش مردمی دارد و مخاطبان آن، غالباً عامه‌ی مردم هستند که با اخلاص و بی‌ریا، دور هم، جمع شده و یکدل و یکصدا این اشعار را دم می‌گیرند و اشکی می‌افشانند.
بنابراین می‌توان ادعا کرد که اشعار ژولیده، در شمار پُرمخاطب‌ترین شعرهای جامعه‌ی ما قرار داشته است؛ شعرهایی که پایگاه آن مساجد، تکایا، حسینیه‌ها و محافل و هیئت‌های مذهبی کشور بوده است. ژولیده، سال‌ها از همین تریبون ساده، پیام خود را به گوش مردم رسانده و با راه‌یافتن به خلوت‌ آنان، در عمق ذهن و روح آنان، جای گرفته است و او همنشینی با مردم را همواره بر حضور در محافل روشنفکری، رحجان داده و کوشیده است تا با ساده‌ترین زبان با مردم سخن بگوید.

با هم یکی دیگر از اشعار زیبای مرحوم ژولیده که در مدح قهرمان کربلا، حضرت زینب(س) می‌باشد 
آن که نامش کرده عالم را مسخر زینب است
آن که وصفش می‌رباید هوش از سر زینب است

آن که با ایراد نطقی کاخ استبداد را
کرد ویران بر سر قوم ستمگر زینب است

آن که داغ شش برادر را به دل هموار کرد
تا بماند جاودان دین پیمبر زینب است

مادرش آموزگار مکتب شرم و حیاست
فارغ التحصیل دانشگاه مادر زینب است

گر علی بن ابوطالب بود معیار صبر
آن که صبرش با علی باشد برابر زینب است

گفت پیغمبر حسینم هست کشتی نجات
بادبان و محور و سکان و لنگر زینب است

هست از درهای جنت یک درش باب الحسین
فاش می‌گویم کلید قفل آن در زینب است

دین و قرآن را به عالم گر که روح و پیکری است
خسرو لب تشنگان روح است و پیکر زینب است

در مقام بردباری گر بسنجی قدر او 
در غم و شادی برابر با برادر زینب است

آسمان غیرت و مردانگی و صبر را
ماه عباس و حسینش مهر و اختر زینب است

بحر رحمت را به عالم بود تنها یک صدف
واندر ان یکتا صدف، یکدانه گوهر زینب است

ساقی بزم جهان آفرینش گر علی است
جرعه نوش ساغر ساقی کوثر زینب است

در مقام وصف او (ژولیده) گوید روز و شب
آنکه نامش کرده عالم را مسخر زینب است
****************

یا حسین آن که دل از غیر تو ببرید منم
آنکه لاجرعه می‌مهر تو نوشید منم

آن که از شوق بهنگام ولادت چون شمع
عوض گریه در آغوش تو خندید منم

ژولیده نیشابوری، شاعری دلباخته و شیفته‌ی حضرت امام حسین (علیه‌السلام) بود و این شیدایی غیر قابل توصیف، به گونه‌ای بود که قسمت اعظم آثار او مربوط به اشعار عاشورایی است به طوری که بسیاری از صاحب نظران، ژولیده‌ی نیشابوری را پیش از هر چیز، شاعری عاشورایی و نُوحه‌سرا می‌شناسند.

از این شاعر خوش ذوق نیشابوری تا کنون بالغ بر ۳۰ اثر در قالب کتاب و جزوه به چاپ رسیده است که از معروف‌ترین آن‌ها میتوان به «گلبانگ عشق»، «ای قلبها بسوزید»، «ای چشمها بگریید» و «چه کنم، دلم می‌سوزد» اشاره کرد که برخی از این آثار بیش از ۱۵ بار تجدید چاپ شده است.

ژولیده‌ی نیشابوری، پس از رهایی از زندان قصر مدتی در ورامین ساکن شد، و سپس به وطن مراجعت نمود و در مرحله‌ی دوم از سال ۱۳۶۸ مجددا در ورامین سکونت گزید و در جوار احترام و مهمان نوازی مردمان این دیار، تا واپسین لحظه‌های حیاتش را در این شهر پایید.
سرانجام، ژولیده‌ی نیشابوری ، در عصرگاه روز پنجشنبه، نوزدهم مهر ۱۳۸۶ ، در بیمارستان سوم شعبان تهران بر اثر سکته‌ی قلبی، به دیار باقی شتافت و پیکر شیدایی اش، در قبرستان ورامین موسوم به گلزار شهدای حسین رضا در کنار فرزند شهیدش، آرام گرفت.

اکنون ژولیده رفته است و ما با میراث گرانبهایی که همان اشعار اوست مانده‌ایم. هر چند که اگر هنوز از ژولیده و اشعارش، سخن می‌گوییم نشانگر آن است که ژولیده مانده است و بدون تعارف، ما نیز ‌باید خود را مهیای رفتن کنیم. درباره‌ی ژولیده، سخن کم نیست و بر ما بازماندگان است که حرمت او را پاس ‌داریم. او که عمری، بی‌هیچ چشم داشتی و به شوقی آسمانی در کنار ما زیست با ما سخن گفت و در سنگر ما جنگید و پشت ما را خالی نکرد.
روحش شاد و یادش گرامی باد.

 

نظرات

ارسال نظرات

وارد کردن نام و نام خانوادگی و پست الکترونیک اجباری می باشد.*

*