انجمن شاعران اهل بیت علیهما سلام
نقد کتاب

سلسله نشست‌های نقد و بررسی کتاب

نقد کتاب "سر به مهر" اثر حسنا محمد زاده

بخش سوم

سید مهدی حسینی:
ابتدا یک گزارش کلی درباره این مجموعه بدهم. با شاعری روبرو هستیم که سومین مجموعه شعرش شامل 62 غزل، یک ترکیب بند و یک مثنوی  و 7 رباعی است. 
(سر به مهر) در ادامه دو اثر (خورشیدهای توأمان) و (هنوز قلب قلم درد می کند، برگرد...) است که آنها هم مجموعه های آیینی هستند، این نشان می دهد که با شاعر پر کاری روبرو هستیم. من یک جمعی زدم، مجموعه آثار این سه کتاب حدود 165 شعر است که این برای شاعری جوان، یک آمار بی نظیر است. آن هم به فاصله ی چهار پنج سال که به عبارتی، با فاصله هر دوسال یک مجموعه انتشار دادند که واقعاً از جهاتی یک اتفاق فرخنده ای است. 
همان طور که جناب استاد اسفندقه هم فرمودند بحث توجه به اوزان عروضی یک نکته ی قابل ملاحظه در این مجموعه است. شاعر به وزن های بلند توجه داشته است.
نکته ی دوم شعر خانم محمدزاده فضایی فکورانه، اندیشه محورانه دارد و از طرف دیگر توجه به حماسه در این مجموعه نمود عینی دارد. به عبارتی حماسه و اندیشه دو محور اصلی این مجموعه هستند که هم از نظر عروضی و هم از نظر محتوایی خیلی پر رنگ اند. واقعاً در غالب آثار شعر آیینی، حماسه حلقه مفقوده است. 
توجه به موضوع انتظار در اشعار نمود عینی دارد، حدود بیست درصد اشعار با مفهوم انتظار تمام شده است، ولو شعر در حوزه انتظار نبوده است، این سنت را از گذشتگان داریم که گاه حتی شعر را عاشقانه شروع می کردند اما در پایان با نام اهل بیت به اتمام می رساندند. مثلاً شعر برای حضرت زهرا سلام الله علیها سروده شده است اما خاتمه اش به مفهوم انتظار می رسد. این موضوع از شاخصه های اشعار این مجموعه است. 
نکته ی بعدی بحث بسامد بالای اقتباس  و تضمین در این مجموعه است که باز هم محور اندیشه و توجه به محتوایی سرایی شاعر را نشان می دهد (البته در هر یک از این ویژگی ها بحث هایی هست!) به عبارت دیگر شاعر در کنار بحث محتوا، توجه به فنی سرایی هم دارد. یعنی شعر در کنار مبحث اندیشه، آرایه محور هم شده است، دو گروه آرایه در این مجموعه زیاد دیده می شود:
 1. گروه آرایه های تشبیه و استعاره و تشخیص 
2. گروه آرایه های اقتباس و تلمیح 
که همانطور که عرض کردم جزو موارد برجسته ی این مجموعه است و البته جای نقد هم دارد.
نکته ی بعدی، نگاه زنانه در این اشعار است، من خیلی جستجو کردم تا رد این خصوصیت را تماشا کنم، بالاخره شاعر زن است، استدلالم این است که به جهت اینکه شاعر غرق در فنی سرایی و حماسه سرایی شده است و خیلی جاها در صدد ارائه محتواست آن بُعد زنانگی شعر کم رنگ شده است. نمی گویم نیست! اما کم رنگ است. 
نکته ی دیگر این است که در این مجموعه ما با عناصر شعر آیینی طرف هستیم، شاعر محترم با زبان شعر هیئت و المان های شعر هیئت آشنایی کامل دارد، نشانه هایی که در شعر هست، نشان می دهد که شاعر با زبان شعر هیئت آشناست اما مجموعه ی اشعار این کتاب به دلیل همان اندیشه محوری، فاخر سرایی و فنی سرایی یک مجموعه شعر هیئت نیست، این ویژگی ها باعث شده است که زبان شاعر از زبان شعر هیئت کمی فاصله بگیرد.
 نکته ی بعد ی این است که شاعر به جهت اینکه از وزن های بلند استفاده کرده است، از یک جهت این وزن های دوری و از جهت دیگر توجه به آرایه هایی نظیر اقتباس، استعاره و تشبیه لاجرم باعث شده اند که به ترکیب سازی روی بیاورد، برای همین بسامد ترکیب سازی در زبان شاعر بسیار بالاست.
یک نکته هم درباره ظاهر کتاب بگویم، جناب اسفندقه درباره جلد کتاب صحبت کردند، به نظرم هر چقدر شعرها خوب است، ساختار ظاهری کتاب خوب نیست، نه نوع حروف چینی نه نوع ویرایش مناسب است! فکر می کنم خانم محمدزاده کتاب را تا بعد از چاپ ندیده اند!
ویرایش متن خیلی مهم است! به جهت اینکه اگر درست اتفاق نیفتد نیمی از زحمت شاعر به باد می رود، همچنین ظاهر کتاب هم اهمیت زیادی دارد. متأسفانه در چاپ در حق این کتاب از این جهت کم لطفی شده است و ویرایش، حروف چینی، فونت و حتی اندازه قلم خوبی انتخاب نشده است! هیچ یک از اجزای چاپ این کتاب نتوانسته معرّف و آیینه تمام نمای (سر به مهر) باشد.
ویژگی دیگر این مجموعه تنوع در موضوع است. در این کتاب هم درباره مناجات شعر داریم و هم درباره وجود مقدس چهارده معصوم، واقعاً آمار چشمگیری است که یک شاعر در این سن و سال بتواند همه ی جهات ذوق و سرمایه فکری اش را در این مضامین خرج کند و این ارزشمند است و جای دارد که واقعاً به شاعر محترم تبریک بگوییم.
در این مجموعه همان طور که عرض کردم تعداد 62 قطعه شعر (اکثراً غزل) وجود دارد. حدود 660 بیت مجموع این کتاب را تشکیل می دهد.
 دلیل اینکه من این آمارها را می دهم به این جهت است که وقتی می خواهیم در مورد یک شعر یا یک مجموعه قضاوتی بکنیم، باید اطلاعات و نگاه کامل باشد تا قضاوتمان به صحت نزدیک باشد و درست در بیاید. برای قضاوت دقیق باید عمیق به موضوع نگاه کنیم.
در این کتاب 14 شاخه ی وزنی وجود دارد، من بعضی از وزن ها را درصد گرفته ام ، مثلاً:
وزن (مفاعیلن، مفاعیلن، مفاعیلن، مفاعیلن)
9 شعر در این مجموعه را به خود اختصاص داده است. در بین 60 شعر، 9شعر حدوداً 29 ، 30 درصد می شود! یا وزن بلند دیگرِ:
فاعلاتن، فاعلاتن، فاعلاتن، فاعلات
این وزن های بلند به ما ثابت می کند که شاعر در کنار توجه به وزن بلند چون به محور اندیشه توجه دارد از شیوه ی اطناب استفاده کرده است و لاجرم به این شیوه روی آورده است. البته اطناب فی نفسه در شعر ایرادی ندارد، در این مقوله جای دارد در فرصتی مناسب بیشتر صحبت شود. اما اینقدر بدانیم که اطناب یک جاهایی به ضرورت شعر است.
در وزن های اشعار این مجموعه، 18نمونه وزن دوری داریم. 5 مورد وزن های ترکیبی داریم، که در حقیقت هر مصراع شامل دو مصراع شعر هستند. مثل: (فاعلاتن مفاعلن فعلن) که دوبار تکرار شده اند و یک مصراع را تشکیل داده اند. اینها بر می گردد به همان نکته که پیش تر ذکر شد، آن هم اینکه شاعر تلاش دارد از وزن های بلند استفاده کند چون حرف های طولانی و بلندی دارد.
شاعر در این مجموعه گرایش به وزن های خاص یا همان وزن های ابداعی دارد که حدود 8 مورد است. جمعاً 36 مورد، شعرِ با وزن بلند (معادل 58درصد کل مجموعه) یا همان نیمی از کتاب با گرایش وزن بلند سروده شده است.
شاعر به جهت استفاده از وزن های بلند و زبان فنی که در بیان تشبیه و استعاره متجلی می شود، لاجرم به زبانی ترکیب ساز سوق پیدا کرده است، یکی از نشانه های اطناب همین ترکیب سازی است. همان طور که گفتیم اولویت ها در ذهن شاعر دو ویژگی اندیشه و حماسه است. با این تفاسیر این فرضیه به ذهن متبادر می شود که سراینده نسبت به اجزای دیگر زبان و موسیقی (به جز بحث عروض و قافیه) کم توجه است.
موسیقی جزء لاینفک شعر است و ما باید ظرفیت موسیقایی شعرها و وزن ها را بشناسیم.
قدری مصداقی تر به مطالبی که گفته شد می پردازم و جزئی تر نگاه می کنم. بر می گردم به بحث اقتباس، ببینید وقتی شاعری روی به اقتباس می آورد، در حقیقت دارد از یک تکنیک زبانی استفاده می کند، چنان که معنای لغوی اقتباس، گرفتن پاره ای آتش در دست است و در اصطلاح فنی یعنی بهره گیری از پیام و زبان شعر کسی دیگر یا بخشی از یک آیه و حدیث، تعابیر دیگری هم دارد، تضمین هم گفته می شود. اگر نص کلام بیاید اصطلاحاً به آن درج می گویند. یکی از نکاتی که این مجموعه را از مجموعه های دیگر آیینی متمایز می کند همین بهره گیری قابل توجه از اقتباس است، به نظر من اقتباس و تضمین در شعر نوعی معماری کلمات است. اینکه حالا شاعر به چه گونه ای این آرایه را به کار ببرد و آیا تحت الشعاع این اقتباس ها قرار می گیرد یا نه! اتفاقاً محل بحث ماست! 
در شعر خانم محمدزاده یک جاهایی اقتباس ها فرم زبانی تشکیل می دهند و یک جاهایی نه و متأسفانه زبان نادیده گرفته می شود. مثال هایش را هم در ادامه با هم می بینیم. از نمونه ی موفق اقتباس می توان به شعری اشاره کرد که به خطبه ی امام سجاد علیه السلام نگاه دارد:
 انا ابنُ... ماهِ به خون تپیده، انا ابنُ... قرآنِ سر بریده
سر به مهر/ ص108

که بخشی از خطبه را آورده اند و بقیه اش نیز به فارسی آمده است. یا:
الا استخوان های آسیمه سر! دهان های لبریز أین المفر!
سر به مهر/ ص19
واقعاً زیباست.
یا:
هر بیت، (بسم الله الرحمن الرحیم) است
گردانده ام تسبیح بسم الله ها را
سر به مهر/ ص5
همان طور که می بینیم در خواندن این بیت از نظر موسیقایی تعقیدی صورت گرفته است.  خوانش واژه ی (الله) و حروف الحاقی (ها) آسان نیست!
حی علی الصلاه! قلب زمان تپید
حیّ علی الفلاح! حیّ علی امید!
سر به مهر/ ص16
و کشف های زبانی دیگر که در اقتباس های شاعرانه خیلی خوب پیاده شده و قابل دفاع است.
یک جاهایی هم اقتباس ها در حقیقت فارسی شدن عبارت عربی است، یعنی شاعر آمده است با لحن فارسی عبارات عربی را بیان کرده است. به این نمونه ها نگاه کنید:
أقرأ بسم خدای بی همتا...اقرأ بسم حقیقتی زیبا...
سر به مهر/ ص26
که فتحه آخر أقرا در خوانشِ درست، بیان نمی شود. شاید به این موارد اصطلاحاً باید تصرفات زبانی گفت:
خورشید حضورت (بقی الّیل و نهار) است
سر به مهر/ ص73
که در حقیقیت نص کلام (بقی الّیل وَ النّهار) است، این تصرفات زبانی درست است و اقتباس در شعر را نشان می دهند اما از نظر زبانی تحت الشعاع قرار گرفته اند. شاعر باید به معماری شعر بپردازد و مواظب باشد که فرم زبانی باعث نشود زبان به هم بخورد.
اذا زلزلت ارض زلزالها
سر به مهر/ ص18
که در اینجا نیز تصرف در متن شده است، یا واوهایی که به عنوان قسم در ابتدای آیات می آید؛ والعصر، والشمس، والضحی، این مورد در شعر بزرگان هم دیده می شود که گاهی اوقات با بی توجهی از کنارش رد شده اند. همان طور که می دانیم (والعصر) یعنی قسم به عصر، ما نمی توانیم (عصر) را به دوش (والعصر) بگذاریم و معنای آن را از این بخواهیم!
به زلزال سوگند و والعصرها
سر به مهر/ ص19

یعنی: به (والعصرها: قسم به عصرها) سوگند! 
که باعث شده است حشو اتفاق بیفتد و زبان را نامتجانس کرده است. 
یک شعر در این مجموعه است که شاعر با حرف صاد، فرم زبانی ایجاد کرده است، بخش هایی از این شعر را با هم می خوانیم:
شرح حالت را ورق زد دست قرآن کریم
سوره ی صاد است: (بسم الله الرحمن الرحیم)
سر به مهر/ ص53
یا
(صاد والقرآنِ ذی الذّکرِ...) لبانی غرق خون
سر به مهر/ ص54
که به خاطر وزن، کسره آمده است، اما هنوز جای چکش کاری دارد تا بهتر شود.
از زیبایی این بیت در این غزل کشّاف نباید گذشت:
صاد، مثل صلح وقتی چون قیامی آتشین
کاخ های تیرگی را کرده باشد واژگون
سر به مهر/ ص54
چون بحث اقتباس است، خواستم نمونه های متنوع ارائه کنم تا جمع بندی ذهنی برای خوانندگان این سطور به طور کامل اتفاق بیفتد. یا مثلاً واژه ی (والضّالین) که شاعر چند بار آورده است، که بعضی جاها به خاطر همان نکته ی معنوی که عرض شد قابل دفاع نیست:
آن طرف معرکه ی قوم (والضّالین) است
سر به مهر/ ص87
که هم وزن و هم نوع اقتباس جای بحث دارد. با همه ی نکاتی که در این باب مطرح شد، اما به طور کلی در این زمینه حقیقت و استراتژی و روش کار شاعر قابل دفاع است، بالاخره نمونه های خوب در این مجموعه وجود دارد، نمونه های متوسط هم وجود دارد اما به جرأت می توان گفت نمونه بد وجود ندارد!
به هرحال شاعر ناگزیر از تمرین است، ناگزیر از جسارت داشتن است. اصلاً کار یک فرد خلّاق نترسیدن از اشتباه است! اما حتماً باید در صدد رفع اشتباه بود.

 

 

 

ادامه دارد .....

نظرات

ارسال نظرات

وارد کردن نام و نام خانوادگی و پست الکترونیک اجباری می باشد.*

*