انجمن شاعران اهل بیت علیهما سلام
نقد کتاب

سلسله نشست‌های نقد و بررسی کتاب

نقد کتاب "سر به مهر" اثر حسنا محمد زاده

بخش چهارم

سید مهدی حسینی: 

 

بحث دیگر، بحث فنی سرایی است که در این مجموعه این ویژگی نمود زیادی دارد. شاعرانه سرایی، تلاش برای بالا بردن عیار شعر باید در دستور کار هر شاعری باشد. به ویژه شاعران آیینی که به هر حال آثارشان در خصوص معرفی شخصیت والاترین های آفرینش است. اما لطافت شعری، دلپذیری شعری در کنار فنی سرایی بسیار مهم است و نباید از آن غافل شد!
یکی از جلوه های طراوت در شعر ایشان آوردن استعاره های نو هست، این بسیار ارزشمند است. با آماری که درباره آرایه های به کار رفته در این مجموعه گرفتم به طور میانگین در هر بیت یک استعاره به کار رفته است و این ستودنی است.
نکته ی دیگر که درباره استعاره باید به آن اشاره کنم این است که ما در دوره ای به سر می بریم که از استعاره های مرده زیاد استفاده می شود. استعاره مرده چیست؟ استعاره هایی که دیگران کشف کردند و آن را بارها مورد استفاده قرار دادند و بعضی شاعران باز از آن استفاده می کنند.
واژه (رند) که جناب آقای اسفندقه به آن اشاره کردند در همین حوزه است، حافظ از کسانی است که از استعاره مرده خیلی استفاده کرده است اما واقعاً آمده است یک غربال و یک فیلتری برای واژه ها تعریف کرده است و آنها را هم از نظر مفهومی و هم از نظر ساختاری تغییر داده است:
ارغوان جام عقیقی به سمن خواهد داد
چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
ببینید واژه ی (نرگس) که یک استعاره پر کاربرد در شعر هست اینجا به چه لطافتی هم در معنای گل و هم در معنای تداعی گر آمده است. یا:
مگر که لاله بدانست راز بی وفایی دهر
که تا بزاد و بشد جام می ز کف ننهاد
که یک نگاه عاطفی جدید (به موضوع لاله و جام شراب داشتن) است، در نگاه سنتی ادبیات، لاله را ظرف شراب می دیدند اما اینجا شاعر با یک نگاه جدید این استعاره را پر رنگ تر و یک تغییری در آن ایجاد می کند. خانم محمدزاده هم به این نکته توجه داشته است که اگر نمی تواند استعاره های مرده را زنده کند پس استعاره های نو بیاورد و بیافریند! برجسته ترین و هنری ترین ابیات این مجموعه از نظر فنی ابیاتی هستند که استعاره های نو دارند. جمله پیشین هم تعریف است و هم به نوعی اعتراض!
سلام ای کوثر جوشنده! ای دریای آرامش!
زمین سر می گذارد شب به شب روی پر قویت
سر به مهر/ ص37
که کاربرد (پر قو) در این بیت خیلی جسارت مندانه است. یا:
نهان کرده است در چتر عبایش یک شب ابری
تو را ای یاس! با پروانه های باغ شب بویت
سر به مهر/ ص38
در این بیت (یاس) یک استعاره مرده است، (یاس کبود) استعاره از حضرت زهرا سلام الله علیها خیلی به کار می رود، اما پروانه در این مصرع تعریف جدیدی است و با رنگ همیشگی استعاره (پروانه) متفاوت است.
تو باشی نخل های بی رمق آرام می گیرند
کبوترهای چاهی می پرند از دورها سویت
سر به مهر/ ص39
در استعاره های نو، یک جاهایی شعر شاعر رنگ اجتماعی به خود می گیرد و شعر اصطلاحاً به روز می شود:
باد، سیمرغ بلورینش را، هدیه بر کرکس و شاهین داده ست
تا به چنگال تباهی بکشند، مرغ بی سلسله ی بی جان را
سر به مهر/ ص130
که استعاره ها خیلی روشن است و یک زمانی موضوع، موضوع روز بوده است.
مقایسه کنید با این بیت:
گرگ یا چاه؟ کجای کاری!؟ بوی پیراهن یوسف زخمی ست
دشت، در خلسه ی نی پیچانده ست، نفس مضطرب چوپان را
سر به مهر/ ص131
درست است که بیت دوم هم ارزش ادبی دارد اما از نظر نوع عیار استعاره، بیت اول بالاتر و نوتر است.
مبحث دیگری که به آن می خواهم بپردازم و اندکی بحث را به چالش می کشاند این است که همان طور که گفتم گرایش شاعر به وزن بلند، باعث شده است که روی به ترکیب سازی بیاورد و این ترکیب ها شکل متنوعی در شعر ایشان ایجاد کرده است. ما در این کتاب ترکیبات استعاری در قالب تشبیه داریم، ترکیبات ساده تر هم داریم که صرفاً یک مضاف و مضاف الیه هستند، از نمونه های خوب می توان به این بیت اشاره کرد:
انگار تو بودم همه ی دیشب و دیروز
امروز ولی خالی یک پیرهنم باز
سر به مهر/ ص8
که اینقدر کشف زبانی خوب اتفاق افتاده است، اصلاً ترکیب در این بیت گم شده است و به چشم نمی آید.
راضی به همین سوختنم، بی که بجنگم
هم سفره ی دلتنگی هیزم شکنم باز
سر به مهر/ ص9
که به نظر می رسد شاعر در وزن های (مفاعیلن، مفاعیلن، مفاعیلن، مفاعیلن)  و (مفعول مفاعیل مفاعیل و فعولن) صمیمی تر و روان تر شعر گفته است. در بیت بالا خود وزن اصلاً یک ریتم خاصی برای صمیمی سرایی به دست شاعر می دهد. اگر چه یک جاهایی باعث شده است که شاعر به کلیشه های زبانی روی بیاورد، یعنی ترکیب هایی ملالت زا و تکراری به وجود آورده است که ذهن را خسته می کند:
سجاده ای تا خورده می خواهید؟ اینجاست
سر به مهر/ ص10
در این قسمت با شعر کاری ندارم ولی آنجایی که شعر به قافیه ها می رسد را دقت کنید: 
به قافیه ها نگاه کنید:
پروانه ای افسرده می خواهید اینجاست
ارکید ه ای پژمرده...
پرچین باران خورده...
صد دانه ی نشمرده...
این چند ترکیب را که می گذاریم کنار هم اصطلاحاً کلیشه زبانی درست می شود و این ذهنی را که دنبال جولان و نوآوری هست را آزار می دهد.
نکته دیگر اینکه زبان وقتی ترکیب سرا شد، ترکیب ساز شد و وزن بلند هم در پی داشت، ناخوداگاه حشو در شعر خودش را نشان می دهد و ما در این مجموعه متاسفانه گاهی اوقات می بینیم که حشو یا واژه هایی که زایدند و قابل حذف اند وجود دارد. به عنوان مثال، خانم محمدزاده در شش مصراع یک واژه را با یک قالب و یک ترکیب آورده اند:
برخاست و... دنبال خودش برد زمان را
سر به مهر/ ص35
با دست خودش کاشت قلم در دل این بیت
سر به مهر/ ص36
بحث من سر واژه (خودش) است، که به جای آن می تواند واژه ی(خود) بیاید، چون تأکیدی در آن نیست.
بر دوش خودش برد زمین ماه گران را
سر به مهر/ ص36
یا :
اسب این بار به دنبال خودش آورده
سر به مهر/ ص63
و نمونه های دیگر که شاعر وقتی کمی به موسیقی و زبان کم توجه می شود این اتفاقات در شعر می افتد.
بحث پایانی من درباره موسیقی است، همان طور که گفتیم در این مجموعه تنوع زیادی در اوزان عروضی می بینیم. در مورد اشعار مردّف اگر بخواهیم آماری بدهیم 68درصد اشعار این مجموعه با ردیف هستند و این نکته ی ارزشمندی است و 20 شعر نیز بدون ردیف و مقفّی است. شعر مقفی سرودن خودش یک نوع تکنیک است که حافظ و سعدی پیشگامان این عرصه اند، شاعر این مجموعه هم انصافاً موفق بوده است، در تمام اشعاری که بدون ردیف هستند غنای قافیه مشهود است، حتی در آنجا که وزن دوری استفاده شده است، تنها یک جا استدلال من این است که قافیه تنها برای خلأ موسیقایی آمده است که قافیه نیز جزو قافیه های معمولی است، شعری با قافیه (اعتکاف) که برای حضرت صادق (ع) سروده اند، اگر چه آنجا هم غنای قافیه به صفر نرسیده است.
تکرارهای هنرمندانه شاعر را نباید از نظر انداخت، به این شعر توجه کنید، واقعاً تکنیک زبانی و موسیقایی خوبی دارد:
لب های عطشناک تو آغاز حیات است
دین است... یقین است... عروج است... صلات است
سر به مهر/ ص73
این یک بافت موسیقایی است. یا:
رصد شده است دلت در نگاه کوثرها
رصد شده است در آیینه ی پیمبرها
سر به مهر/ ص138
این تکرارها هدفمند و ارزشمند است اما یک جاهایی هم، خلأ موسیقایی داریم، استدلالم هم این است که شاعر چون گرایش به بحث محتوایی شعر دارد یک جاهایی از موسیقی ممکن است غافل باشد. مثلاً به جای (چم وخم)، (خم و چم) آورده اند. که بافت نامتناجسی در ذهن مخاطب ایجاد می کند.
 یا مثالی که پیش تر ذکر کردم:
گردانده ام تسبیح بسم الله ها را
سر به مهر/ ص5
که واژه ی (الله) با حرف الحاقی(ها) خوانش شعر را دشوار کرده است.
مرحوم قیصر امین پور شعری دارند که:
واحه های دور دست دل کجاست
تا بیاساییم در خود یک نفس
یک آقایی از واژه ی (واحه ها) ایراد می گرفت، اتفاقاً قابل دفاع است، چون بین (ح) و (ها) کسره آمده است، اما در شعر خانم محمدزاده قابل دفاع نیست.
یا پرش های وزنی برخی ابیات:
شده ای بیست و پنج سالِ سفر، جاده در جاده پیچ و تاب نشین
سر به مهر/ ص27
یا 
آن طرف معرکه ی قوم (والضّالین) است
سر به مهر/ ص87
که پرش موسیقایی و تخفیف واژه در آن مشهود است.
به طور کلی این مجموعه به عقیده بنده یک مجموعه ی فنی و قوی است و جمع بندی ذهنی من درباره مجموعه ی سر به مهر اثر سرکار خانم محمدزاده این است که ایشان به سنت های ادبی پای بند است، شعر گذشته را خیلی خوب می شناسد و تلاش می کند نوآور باشد و به سنت ها هم توجه داشت باشد.
بگذارید با چند بیت برجسته از این مجموعه که در حقیقت مشتی نمونه خروار است، سخن را خاتمه دهم:
کتف پیغمبر همیشه بارگاه وحی نیست
می شود گاهی حریم بازی دلبندها
سر به مهر/ ص51
یا:
از عمق رگ هایم صدای کهف می آید
قرآن بی سر، روی قلبم منبری دارد
سر به مهر/ ص58
یا این تصویر که فوق العاده شاعرانه است:
نقش بسته بر زمین،  دست شرحه شرحه ای
می رسد به مشک ها، آخرین اشاره اش
سر به مهر/ ص65
یا:
وقتی وجودت آسمان شد، تیرها چون مرغ در بند
پر می کشند از دور، مشتاقانه سوی دست هایت
سر به مهر/ ص92
که فوق العاده نگاه نو و زیبایی است.
هی نامه آوردند کوفی ها که ظهری سرخ
با خون جدّت دست هاشان جوهری باشد
سر به مهر/ ص109
که یک طنز سیاهی در بیت نمایان است.
شاید هجوم سنگ های کینه از هر سو
تنها جواب تلخ عدل حیدری باشد
سر به مهر/ ص110
و این بیت آخر که در مضمون انتظار است:
کجا این روزها سر می گذاری روی بالین؟
که رد اشک ها در بالشت پنهان بماند
سر به مهر/ ص132
آنچه که عرض کردم اظهار توجه خالصانه بنده به شعر شاعری آیینی بود و سعی هم کردم مراتب شیفتگی خودم را به شعر ایشان بیان کنم که امیدوارم مقبول افتد و در نظر آید.

 

نظرات

ارسال نظرات

وارد کردن نام و نام خانوادگی و پست الکترونیک اجباری می باشد.*

*