انجمن شاعران اهل بیت علیهما سلام
نقد کتاب

سلسله نشست‌های نقد و بررسی کتاب

نقد کتاب "از سنگ ناله خیزد" اثر مصطفی فاطمیان

بخش اول

استاد سید مهدی حسینی :

 بحث من درباره ی کتاب از سنگ ناله خیزد شامل 4 بخش است که برحسب بضاعت و توانایی ام نکاتی را تقدیم عزیزان میکنم. صحبتم ابتدا درباره خود جمع آوری کتاب شعر هست، یعنی چند و چونی درباره جمع آوری آثار، پیشینه اش و اینکه وقتی یک فرد مجموعه ای را جمع می کند چه ضرورت هایی را باید برای جمع آوری آثار مدنظر بگیرد، درباره آن ضرورت ها باید بحث شود و چند نمونه جمع آوری و تجربیات موفق، نسبی، معمولی و ضعیف را معرفی می کنم.

 بعد هم می روم سراغ بحث معیارهای جمع آوری که به نظرم شعرهای عاشورایی که جمع می شود در 3 حوزه حداقل مورد نظر هست، یا شعرهایی که انتخاب می شود، مخاطبش دانشگاه هست یعنی، نگاه علمی به آن هست، مخاطبش دانشگاهی هست به عبارتی شاعر یا مولف منابع تحقیق را برای دانشجویان آماده می کند.

یا مولف آثاری که جمع می کند، مخاطبش شاعر هست یا مداح یا می تواند هر سه اینها باشد. روی اینها بحث می کنیم و بعد سراغ نقد کتاب آقای فاطمیان می رویم.

به این سوال اول پاسخ بدهیم که جمع آوری شعر، آیا ضرورت دارد یا خیر؟

به نظرم فردی که یک مجموعه را جمع می کند، کتاب را باید جوری جمع کند که به این چهار زمینه توجه داشته باشد. بعضی مخاطب های شعر اصولاً شاعر را نمی شناسند و کتابی که جمع آوری  و تالیف می شود می تواند معرف خیلی از شعرها و شاعرانی باشد که دیگران و عموم مخاطبان نسبت به آن آشنایی ندارند.

نکته دوم اینکه ممکن است بعضی از اشعار  و بعضی از دواوین در دسترس عموم نباشد. همان طور که در این کتاب هم ما گاه آثاری را می بینیم که واقعاً در دسترس عموم نیست. حالا یا افراد توانایی تهیه ندارند یا دغدغه اش را ندارند. این امر، کار را واقعاً برایشان سهل و آسان می کند.

نکته سوم در جمع آوری، بحث قدرت انتخاب شعر است که وقتی فرد یک مجموعه ای را جمع می کند، اشعاری را کنار هم می گذارد زمینه ای از انتخاب شعر را با معیارهای خاص پیش روی مخاطب می گذارد و این خیلی مهم است که یک فرد به تنهایی مولف اشعار هست. جهاتی را در نظر بگیرد، کدهایی را بدهد که مخاطب باور کند این نمونه شعرها بهترین اشعار هست و غیر مستقیم به دست مخاطب عام و خاص معیار انتخاب شعر را بدهد و نکته دیگر اینکه با جمع آوری اشعار در یک مجموعه می توانیم برای اهل فن زمینه نقد و تحلیل را فراهم کنیم، مثلاً جریان شعری که در یک دهه در یک عصر وجود دارد را پیش روی مخاطب، به تصویر بکشیم.

 این دیدگاه ها اگر واقعا در جمع آوری مورد نظر باشد، مولف حق دارد که آن اشعار را کنار هم در یک مجموعه ای جمع کند و الّا متهم می شود به کتاب سازی و تجاری سازی شعر که متاسفانه در جریان شعر امروز این اتفاق افتاده است یعنی ما بعضی از افرادی را می بینیم که با شعر غریبه اند ولی با کتاب سازی تجارت می کنند. چون بحث جنبه علمی دارد ابایی از اسم بردن ندارم، مثلا اگر شما در بازار بگردید کتابی را می بینید به نام (گلچین احمدی) که آن هم به ظاهر یک نوع جمع آوری است ولی هیچ یک از نشانه هایی که از نظر علمی ما دنبالش هستیم در انتخاب اشعار  واقعا در آن موجود نیست. احساس می کنیم یک فردی صدای مداح ها را گذاشته است و تایپ کرده! و همین ها را یک دسته بندی کرده و اینگونه بدل به یک کتاب شده است که این مجموعه می تواند مجلدهای زیادی داشته باشد،10 جلد، 15جلد،20جلد، حالا شما به جای (گلچین احمدی) بگذارید (گلچین حسینی)، یعنی یک فردی به نام حسینی هم بیاید این کار را بکند، همانطور که شرایط و ملزومات تالیف مجموعه اشعار را تشریح کردم؛ چون آن معیارها در آن نیست این کتاب ها واقعاً ارزش علمی ندارد و نمی توانیم به فرد حق بدهیم که آن اشعار را جمع کند.

بحث دومم بحث پیشینه اثر است، به نظرم ما در یک دسته بندی خیلی ساده می توانیم به این پی ببریم که  بعضی از جمع آوری ها واقعا مثبت و تاثیر گذار بوده اند، یعنی مولف اولاً از نظر علمی و یا فنی یا هر دو  فردی شاخص بوده است و بعد هم زمان و نیاز زمان را شناخته است و کاری که ارائه کرده است در دوره خودش و دوره های بعد تاثیر گذار بوده است. من به دو نمونه اشاره می کنم:

 مثلاً چراغ صاعقه، این مجموعه را جناب آقای حاج علی انسانی خوب جمع کرده اند، مجموعه ای هست که هدفمند است(از مدینه تا مدینه) یعنی هم نگاه سفرنامه ای به آن داشته است و هم نگاه محتوایی و فنی، یعنی شعر ضعیف در آن مجموعه یا نمی بینید یا بسیار کم است. حالا هر کسی بر اساس سلیقه خودش ممکن است بگوید من این شعر را نمی پسندم، پسند با ضعیف بودن شعر دوتاست! شمولی که در این کتاب هست خیلی مهم است یعنی هم خواص آن را می پسندند هم عموم شعر را واقعا برای اجرایشان می توانند انتخاب کنند و همین طور شعرا هم می توانند از آن عیارهای لازم شعر را بگیرند، البته ما به تاریخ انتخاب اشعار و اولین چاپ کتاب باید عنایت و توجه داشته باشیم.

کتاب دوم کتابی هست به نام (شکوه شعر عاشورا) که باز هم در حوزه ی عاشورا جمع شده است اما این کتاب کتابی است که همراه با نقد و تحلیل است، تألیف جناب محمدعلی مجاهدی، که مخاطبان آن شاعران و ادبا هستند یعنی شاید مداح از آن کتاب نتواند بهره ای ببرد ولی ایشان تحلیل هایی که در مورد شعر آئینی و ولایی داشته اند، تعریفی که داده اند، تحلیل هایی که در مورد اشعار کردنده اند، هر چند تحلیل ها علمی نیست توصیفی است، اما به شاعر کد می دهد. حس می دهد. بنابراین می شود به عنوان یک مجموعه مثبت و تاثیر گذار در دهه هفتاد از آن یاد کرد.

بعضی از آثار هم نگاه کلی دارند یعنی در انتخاب ها ما می توانیم آنها را به دو دسته ی غیرقابل دفاع و قابل دفاع تقسیم کنیم که غیرقابل دفاع را من مثال زدم مثل گلچین هایی که با نام های مختلف چاپ می شود اما بعضی از اشعار هست که با محوریت زمان یا با محوریت جغرافیای شعری یا با محوریت موضوع، جمع آوری می شود. مثلاً نمونه گردآوری های با محوریت زمان همین کتاب های (غزل مرثیه) که ابتدای محرم هر سال نشر آرام دل یا مجمع شاعران اهل بیت علیهم السلام چاپ می کند که خوب این یک گزارش کاری هست از شعرایی که در طول یک سال در حوزه ی شعر عاشورایی کار کردند، حالا سطح سنی هم می شود در نظر گرفت، مثلا یک بخش از آن می تواند شامل آثار شعرای جوان باشد یا نگاه های دیگر...

بحث بعدی بحث جغرافیاست، مثلاً اشعار شاعران یک استان جمع آوری می شود: شعرای قم درباره حضرت معصومه (س)، شعرای مشهد و عرض ارادتشان به حضرت علی بن موسی الرضا (ع)، یا شعرایی که در یک دوره زمانی در یک استان در یک موضوع شعرشان جمع آوری شده است. مثلاً شعر مهدوی، عاشورایی، فاطمی و غیره و موضع سر محوریت موضوع است که بعضی از شعرها  به ویژه شعرهایی که در کنگره ها بر اساس مناسبت مطرح می شود، یکی از خروجی هایش کتاب می تواند باشد. اشعاری که در حوزه موضوعی خاص مطح است. به فرض یک کنگره ای به نام کنگره شعر فاطمی، کنگره شعر غدیر می بینید و بعد اشعاری که با موضوع و محوریت غدیر یا فاطمی یا عاشورایی به کنگره ارسال شده است، اینها پیشینه ای است که ما سراغ داریم حالا به جای این کتاب هایی که من اسم بردم  شما هر کتابی که فکر می کنید بهتر است می توانید جای این اسم ها بگذارید. اینها را به عنوان نمونه اسم بردم و هیچ تعصبی به انتخاب نمونه های موفق مطرح شده ندارم.

مبحث بعدی مبحث معیارهای جمع آوری اشعار است، علتی که من وارد این بحث می شوم این است که چون خودم بیش از ده نمونه تجربه ی انتخاب اشعار از سال 1377 را دارم. اولین کتابی که بنده کار کردم (72 زخم کربلایی) بود که 72 شعر عاشورایی را با محوریت آموزش تألیف کردم، البته با نام مستعار! به جهت شرایط، که برای هر شعری من یک پاورقی ای زدم. حالا نمی دانم دوستان کسی این کتاب را دیده است یا نه؟ این کتاب برای سال77 است. بعد از آن یک کتاب کار شد به نام (چشمه ی بی نشان) که در آن سعی داشتم شعرها شعرهای تازه ای باشد یا از بزرگانی باشد که واقعاً شعرشان جریان ساز بوده است. باز یک زمانی که من سردبیر مجله خیمه بودم، دو سه تا کتاب آنجا کار شد البته با یک مدل دیگر، اینگونه بود که جدیدترین سبک ها را مثلاً از آقای سلحشور که آن موقع در سبک سازی شاخص بودند می گرفتیم، به عزیزان شاعر سفارش سبک می دادیم تا بسازند، و در کتابی به نام (دریا تشنه دریا) و بعد (بهشت در آتش) این مجموعه جمع شد که در زمان خودش تعریف خاص خودش را داشت. از یک جهاتی می توانست جریان ساز هم باشد که من رصد نکردم ببینیم چقدر تاثیر گذار بوده است! حالا من یک رزومه ای از خودم عرض کردم تا بگویم که این مواردی را که می گویم یک بخشی از آن بر می گردد به آنچه از اساتید خودم آموختم، یک بخشی اش هم بر می گردد به آنچه که به نظرم باید یک فردی که مجموعه ای را جمع آوری می کند به این جهات توجه داشته باشد.

اولین نوع انتخاب، انتخابی است که برای دانشگاه انجام می شود، یعنی نگاه علمی در کار باشد. از این جهت باید فردی که شعر را انتخاب می کند اگر چه ممکن است شاعر نباشد ولی باید ادیب باشد، باید شعر شناس باشد و هدفش این باشد که یک آیینه ای را در اختیار مخاطب ها قرار بدهد، چنان که خودش تصویری از جریان های شعری را ببیند ولو اینکه در آن کتاب تحلیلی وجود نداشته باشد تا زمینه ارائه یک فرضیه باشد. ما یکی از مشکلاتمان امروز در دانشگاه این است که به دانشجوهایمان می گوییم رساله ی خودت را در موضوع شعر ولایی و آیینی قرار بده، اولین نکته ای که به ما می گوید، این است که: هیچ مجموعه ای به عنوان ماده ی خام نداریم که برویم به آن مراجعه کنیم. تنها موردی که سراغ دارند و همه در شعر عاشورایی به سراغش می روند، کتاب شکوه شعر عاشوراست، شما اگر رساله ها را نگاه کنید بدون استثناء حالا با احتیاط بگویم 90 درصدش منبعی که به عنوان مرجع اصلی به آن استناد شده است و تکیه گاه دانشجویان است همین کتاب است و کتاب های دیگر فقط در حد یک مجموعه ی شعر است. کاروان شعر عاشورا و کتاب های دیگر که صرفاً به یک پاورقی بسنده کرده اند. به هر حال اگر قرار باشد فردی واقعاً برای دانشگاه بخواهد فکر کند، از نظر علمی برای آینده ی کشور فکر کند و به تولید علم و تولید اندیشه نگاه داشته باشد و واقعاً دغدغه مند باشد، به نظرم باید مجموعه هایی تألیف کند که فرضیه ارائه بدهد یا زمینه ساز ارائه فرضیه باشد، یعنی ما به دانشجویان بگوییم شما برو سراغ این کتاب و از آن پروپوزال یا فرضیه تهیه کن! یا به عبارت دیگر خوراک رساله های دانشجویی تولید کنیم. خوب اگر قرار باشد چنین انتخابی را در نظر بگیریم یعنی هر فردی که در این جلسه هست می تواند با این دیدگاه مجموعه جمع کند.

به نظرم این هشت، نه مسیر می تواند مسیرهای خوبی باشدکه به ترتیب گفته شد.

مثلاً مؤلف می تواند اشعار را بر اساس قالب ها انتخاب کند. سیر ترکیب بند سرایی، سیر رباعی سرایی یا قالب های نوپدید در ادب پارسی که شعر ولایی هم از آن تاثیر گرفته است، مثل: مثنوی-غزل، غزل-مثنوی، سه گانی و دیگر نمونه ها یا بر اساس موسیقی، که پیوند زبان و موسیقی خیلی مهم است. الان یک اصطلاحی به نام شعر هیئت داریم، باید این اصطلاح در دانشگاه مطرح شود تا تأیید یا رد شود! بعد من و شمایی که شعر آیینی و شعر ولایی و شعر هیئت می گوییم این پیوند زبان و موسیقی را باید در شعرمان نشان بدهیم و شاعری یا مؤلفی که می خواهد شعر انتخاب کند باید سراغ این نمونه ها بیاید، که در بعضی از شعرهای ما وجود دارد؛ مثلاً در شعر آقای سازگار وجود دارد ولی به عنوان مثال در بعضی از شعرهای آقای مجاهدی وجود ندارد، شاید به این دلیل است که مداح ها کمتر سراغ خواندن شعر آقای مجاهدی می روند. این به این معنا نیست که شعر آقای مجاهدی ضعیف است یا نه، شعر آقای مجاهدی در اوج است ولی این نکته و این تمایز در شعر که شعری قابلیت اجرا فراهم کند، خیلی مهم است و به نظرم این موضوع رساله ی دانشگاه می تواند باشد. یا جلوه های موسیقی در شعر که جناب آقای دکتر شفیعی در تقسیم بندی موسیقی آوردند. موسیقی معنوی یا قالب هایی که موسیقی محور است، مثل انواع نوحه که بنده این افتخار را داشتم کتابی را جدیداً تألیف کردم به نام آئین شورآفرینی که انتشارات آرام دل ان شاالله آن را چاپ می کند، آنجا با همین محوریت موسیقی، قالب ها را معرفی کردم یعنی گفتم قالب شور چیست؟ قالب زمزمه چیست؟ قالب نوحه چیست؟ فرق آن با زمزمه چیست؟ با همین محوریت زبان، موسیقی و احساس. خوب این محور هم برای انتخاب شعر یک نوع می تواند باشد.

محوریت سوم که قبلاً هم از آن یاد کردم، بر اساس زمان است. که روی شعر یک عصر یا شعر یک دهه متمرکز شویم. مثلاً یکی از کارهایی که به نظرم تعطیل مانده است همین بحث بعضی عناوین در حوزه شعر آئینی است، مثلاً یک عنوانی به کار می بریم، می گوییم پدر شعر آئینی، پدر شعر آئینی کیست؟ آیا اولین کسی است که شعر آئینی سروده است؟ یا اولین کسانی که تأثیر روی شعر هیئت گذاشته اند؟ این را به چه نحوی می توانیم تعریف کنیم؟ بیاییم از پنجاه سال پیش مثلاً از آقای حسان که در حقیقت ابوالشعرای آئینی از نظر سنی به حساب می آیند، مدّ نظر بگیریم (نمی دانم قبل از ایشان کسی هست که در قید حیات باشد و شعر تأثیر گذار و ماندگاری داشته باشد، خبر ندارم!) تا شعرای امروز و  بیاییم از نظر سنی، از نظر زبانی، از نظر فنی و از نظر حسّی آثارشان را بررسی و تحلیل کنیم. ببینیم از 50 سال پیش تا الان چه اتفاقاتی در شعر ولایی افتاده است. این می شود تحلیل و بررسی یک عصر! و با آن می شود شعرا را، جریان های شعری را معرفی کرد.

مورد چهارم انتخاب بر اساس بافت هنری است، یعنی ما بیاییم شعرا را بر اساس هنجار شکنی ها و هنجار گریزی ها، هنجار آفرینی ها و یا عبارت دیگر شاعران خلاق و شاعران مقلد یا پیشرو و دنباله رو را بررسی کنیم.

مورد بعدی بحث طنز است و جدیت در شعر که بعضی از جریان های اجتماعی فضای تعریض و طنز را در شعر ایجاد کرده اند. شعر اجتماعی و شعر اعتراض می تواند خودش یک موضوع باشد که نهایتاً به شعر طنز کشیده می شود و من حتی نمونه های جالب و جذابی را می توانم برای شما در شعر ولایی و حتی شعر هیئت مثال بزنم، نه طنزی که خنده آور باشد طنزی که مفهوم تعریض دارد.

 

 

ادامه دارد .....

نظرات

ارسال نظرات

وارد کردن نام و نام خانوادگی و پست الکترونیک اجباری می باشد.*

*