انجمن شاعران اهل بیت علیهما سلام
نقد کتاب

سلسله نشست‌های نقد و بررسی کتاب

نقد کتاب "از سنگ ناله خیزد" اثر مصطفی فاطمیان

بخش دوم

 مورد بعدی، بحث مضمون یابی ها و مضمون دزدی هاست که زیر شاخه ی شاعران خلّاق و شاعران مقلّد مطرح می شود. دیگر بحث مدح و مرثیه است که خودش واقعاً باید تعریف شود، تعریف مدح چیست؟ تعریف مرثیه چیست؟ آیا تعاریفی که در کتاب های قدیمی آمده برای شعر امروز کافی است؟ یا باید دوباره تعریف شود. آیا در شعر امروز گاهی شده است که مرثیه تعریفش عوض شود؟ قطعاً این اتفاق افتاده است. الان یک شاخه ای در آسیب شناسی شعر ولایی داریم به نام بحث مرثیه و روضه ها و مرثیه هایی که از جهاتی قابل نقد است، بحث استقبال ها و تحلیل آن است، انواع استقبالها، بعضی هایش آرایه محور است مثل تضمین، مثل درج و اقتباس، بعضی هایش اقتباس وزنی و موسیقایی هست، هر کدام جای بحث دارد، البته با محوریت زبان که در آن زبان دیروز و امروز نشان داده شود.
آیا شعرای ما امروز به زبان صامت بروجردی،صغیر اصفهانی و آقای حسان شعر می گویند یا زبان عوض شده است؟ این قابلیت تحلیل واقعا موجود است و متاسفانه در این زمینه کم کار شده است. 
تذکره ی شاعران ناشناس... اصلاً تذکره نویسی یعنی ساده ترین نوع جمع آوری این است که ما بیاییم یک تذکره ای از شعرای جوان مثلاً از 50 سال پیش تا امروز جمع کنیم. درباره ی شاعران روحانی و طلبه این کار شده است و خیلی از شعرایی که از نظر جغرافیایی در یک استان زندگی می کنند، اما واقعاً در حوزه ی شعر آیینی کم کار شده است. این هم بحث معیارها، اگر قرار باشد با نگاه دانشگاهی عمل کنیم! 
مبحث دوم، فرض می گیریم جناب آقای فاطمیان نخواهد برای شاعران ولایی سرا مجموعه تألیف کند، به نظرم حداقل باید شش حوزه را در در نظر بگیرد:
یکی اینکه ما نمونه های موفق شعر در حوزه ی زبان امروز را باید انتخاب کنیم یا نمونه های فرمی را؟ یا مراثی ای که معنای غیر مستقیم داشته باشد؟ یعنی به طرزی مبارزه با روضه های فاش که ما بگوییم در مرثیه غیر مستقیم نمونه ی شعر خوب این است. 
می توانیم اشعاری را انتخاب کنیم با محوریت زبان، که مضمون گرا باشد یا هنرمندانه و همراه با ایماژ. می توانیم شعر را با محوریت حماسه انتخاب کنیم که جدیداً آقای یوسف رحیمی کتابی را جمع آوری کردند به نام (خون تو پایان نداشت) با محوریت مرثیه و یا با محوریت همان شعر اجتماعی و تعریض، اما اگر قرار باشد یک فردی مثل آقای فاطمیان بخواهد شعر با محوریت مخاطب مداح جمع کند، به نظرم باید شش عنصر مهم در این انتخاب رعایت شود و این شش عنصر باید هم پوشانی داشته باشند. 
اول قطعاً محوریت موضوع است. که مثال هم زدم از کتاب (از مدینه تا مدینه) یا (چراغ صاعقه) و چهل منزلی که آقای هاشمی جمع کرده اند به نام (جرس فریاد می دارد) یا همین هفتاد و دو موضوعی که نویسنده انتخاب کرده است از مصادیقش هست، اما به نظرم صرفاً این معیار کافی نیست اگر بخواهیم دیگر معیارها را در نظر بگیریم بحث حماسه و مرثیه و مدح که معمولاً در آثار دیده می شود، ترسیم محورهای اندیشه و همین طور خطوط قرمز نیز امری لازم است.
 نکته ی دیگر که خیلی مهم است، این است که شعرها در قابلیت اجرا داشتن به دو گروه تقسیم بندی شود، شعرهایی که قابلیت دکلمه در جلسه دارند یا قابلیت اجرا توسط مداح.
 مورد بعدی بحث موسیقی است که خوش لهجگی و روانی خیلی مهم است. تکنیک های موسیقایی خیلی مهم است و به نظرم تفکیک وزن ها که من در کتاب(آئینه بی غبار) که در دست چاپ است این کار را کرده ام. وزن های دوری را جدا کرده ام، چون وزن های دوری تفاوت خاصی دارند، زمینه های زمزمه خوانی را برای مداح ایجاد می کنند، این است که باید در یک شاخه ی دیگری اصلاً تعریف شود.
مورد ششم توجه به نیاز و سلیقه مخاطب، یعنی واقعیت روز و توجه به آن شاعرانه ای که در حقیقت، حقیقت شعر است، این دو تا باید مثل دوبال در کنار هم دیده شوند، یعنی اگر من یک شعری را انتخاب کنم که مداح ها دوست دارند اما از حقیقت شعر دور باشد یا شرایط در آن رعایت نشده باشد، آن مجموعه و آن انتخاب در حقیقت زیر سوال است.
 چهار نکته ی مهم به نظرم در انتخاب مداح باید باشد:
 اولین نکته ای که خیلی هم مهم است این است که شعر تاریخ مصرف گذشته نباید باشد، این جمله خیلی جمله بدی است من عذرخوهی می کنم ولی به نظرم بعضی از شعرها کارکرد خودشان را در زمان از دست می دهند. به جهت نوع زبان یا نوع واژه ها و حتی نوع محتوا، برایتان مثال می زنم، ببینید بعضی از شعرها آیینه زمان خودشان هستند مثل شعر آقای خوشدل یا شعر مرحوم رسا، خدا رحمت کند هر دویشان را نگاه کنید به این شعر:
نازم آن آموزگاری را که در یک نصفه روز
دانش آموزان عالم را چونین دانا کند
ابتدا قانون آزادی نویسد در جهان
بعد از آن با خون هفتاد و تن امضا کند
این شعر در دوره ای سروده شده که شعار مردم قانون محوری بوده است، در دوره ی استبداد، شاعر با این کدها دارد یک حرف هایی می زند، یا بعضی از واژه ها در آن دوره نو بودند مثل دانشگاه، درس، قانون که در شعر خوشدل تهرانی و خیلی های دیگر بسامد پیدا کرده است امّا امروز کارکرد ندارد، یعنی تاریخ مصرف این واژه ها تمام شده است، این شبکه ی زمانی که ناقدان و سبک شناسان می گویند یک بخشی اش به همین بر می گردد که شبکه ی تناسبی که شاعر ایجاد می کند واقعاً رعایت شود این نکات بالاخره وقتی مؤلف دارد شعر را انتخاب می کند تا مجموعه ای را گردآوری کند حتماً باید به آن توجه کند و سعی کند این شعرها را حتی الامکان در مجموعه ی جدید (که در سال 1390 این کارکردها را ندارد) وارد نکند!
یا شعرهایی که شعار محورند، شعار با حماسه متفاوت است بعضی از آثار جنبه شعار دارند و در یک دوره ای واقعا کارکرد داشته اند. در دوره انقلاب، قبل از انقلاب و اوایل انقلاب در بعضی از کارهای مرحوم خوشدل ما می بینیم کارکرد دارند، واقعاً تاثیرگذار بوده و نقش خودش را ایفا کرده است ولی فقط به عنوان یک گنجینه در آثار مانده است و اگر بخواهیم دوباره آن ها را در مجموعه ی جدید بیاوریم جای طرح و بحث دارد و باید نقد شود! 
نکته ی دوم اینکه مخاطب از کسی که شعر را انتخاب می کند انتظار دارد که هویت فکری خودش را در این انتخاب نشان بدهد. ببینید بعضی از شعرا هستند که بعضی از بیت هایشان در کنار هم تناقض دارد. یعنی یک بیت بیت دیگر را رد می کند! من از این نمونه ها بسیار سراغ دارم. خوب اینجا اگر بیایم شعر را انتخاب کنم و همان ابیات را کنار هم بگذارم، به نظرم یک نوع بی توجهی است نه اغماض! 
بعضی از افراد در انتخاب ادب به خرج می دهند، می گویند شعر برای یک استاد بزرگی است، احترام می کنند ولی کار علمی واقعاً اشخاص را بر نمی تابد، یعنی جامعه بر نمی تابد که اینجا با اشخاص تعارف کنید، بار آموزشی و بار فکری در مجموعه باید انقدر قوی باشد که حتی آن فرد، نقد را بپذیرد. به نظرم خیلی مهم است که در پاورقی ما سه نوع کار کنیم. پاورقی نویسی و پی نوشت نگاری به نظرم خیلی مهم است در چنین مواردی، سه قسمت را تعریف کردم؛ یکی تبیین واژه، گاهی اوقات مخاطب مفهوم واژه ها را نمی داند مخصوصاً اگر مداح باشد! مثلاً واژه ی کیش به معنای تیردان یا ریش به معنی زخم یا غبرا که در بعضی از اشعار این مجموعه آمده است، خوب اینها در پاورقی باید تعریف شود یا نقد و تحلیل بعضی از اشعار لازم است. یعنی شاعر موضع خودش رو نشان بدهد. به فرض بعضی از شعرای ما در مراثی فاطمی واژه ی شوهر را به جای همسر به کار می برند خوب از نظر شعری خیلی خوش آیند نیست، می شود در پاورقی واقعاً یک ارشاد یا یادآوری داشت.
 نکته ی سوم هم بحث نکات تکمیلی است. مولف یک کدهایی بدهد برای فهم بهتر شعر، معرف شعر باشد. مثلا این شعر آقای انسانی جریان خاصی از نظر شعری ایجاد کرد و بسیاری از شعرا به استقبال این شعر رفتند به گونه ای که مخاطب وقتی ورق می زند و شعرها را در کتاب می بیند، احساس می کند این شعرها هم ادامه ی منطقی آن شعرند. اینها چیزهایی هست که به نظرم از یک مولف در انتخاب شعر واقعاً انتظار می رود. من برای هر کدام از اینها درباره کتاب آقای فاطمیان یک مثال بزنم. مثلا در شعر یکی از شعرا واژه تسلا (که فعل ماضی هست) به جای تسلی (که مصدر هست) آمده است:
سلام بر علی اصغر که وقت جان دادن
به خنده داد تسلا به قلب سوزانت
خیلی راحت آقای فاطمیان می توانست پاورقی بزند که تسلا و تسلی فرقی ندارد ولی درستش تسلی است. اینها کاری ندارد یا مثلاً قافیه شایگان در یک شعر از آقای خرازی که یک شعر بسیار خوبی است ولی من مطمئن هستم بخاطر اینکه ابیات از بس حسی و قشنک است ایشان نتوانسته است از شعر بگذرد. ولی بحث قافیه شایگان در پاورقی به عنوان یک نکته آموزشی، می توانست خیلی عیار کتاب را بالا ببرد و از کار مولف دفاع کند. 
یا شعری که از فرصت شیرازی آورده اند. مثلاً واژه های کیش و ریش که مثال زدم جا داشت در پاورقی معنا شوند. وقتی مولف چنین زحمتی را متقبل شود، زمینه ی نقد و تحلیل را برای مخاطب فراهم می کند. وقتی شما این ریزنگاری ها را داشته باشید اولاً که دقت می کنید در انتخابتان برای مخاطب حرفه ای انسجامی ایجاد کنید، می فهمد که چرا این شعر در کتاب شما آمده چرا آن شعر نیامده است! این خیلی مهم است این سوالی است که من از باب درد دل عرض می کنم، عرض کردم من خودم کار حرفه ای در این موضوع کردم. کارهای بسیاری از افراد را دیده ام، حتی کسانی که عنوان ها و اسامی بزرگی دارند، استاد هستند ولی متاسفانه در این زمینه وقت کم گذاشته اند. همین حالا اگر فکر کنیم مجموعه های زیادی در ذهنمان هست که می بینیم عاری از پاورقی نویسی است، حتی رفرنس و ارجاعات دقیقی ندارد، حتی بیت هایی را باید حذف می کردند.
احساس می شود مولف این کتاب یک سری ذهنیت ها از بعضی اشعار داشتند و دیدند که خوب است، برای همین آوردند و شاید اصلاً فرصتی نکردند فرصتی نگذاشتند برای اینکه این اثر به آن انسجامی که ما دنبالش می گردیم، برسد. تا به عنوان یک مجموعه ماندگار در تاریخ ادبیات بماند.
 نکته ی دیگر اینکه مولف غیر مستقیم به مخاطبان خود می گوید، شعر خوب این است نه شعری که بیرون از این کتاب است! چون کار آموزشی است یک زمینه نقد و تحلیل فراهم می شود. یعنی ما این را غیر مستقیم و به صورت حرفه ای داریم به مخاطبمان القا می کنیم و بعد از این جریان اگر مجموعه، مجموعه مناسبی باشد، مخاطب شاعر انتظارش این ست که کاری کند که شعرش به کتاب های شما راه پیدا کند، اینها خیلی مهم است. 
حتماً همه می دانند نقد به معنای جدا کردن سره از ناسره است حالا اگر کفه ی این ترازو گاهی اوقات سنگینی می کند عذرخواهی می کنم. نکاتی که من به عنوان انتقاد می گویم، انتظار دارم در چاپ های بعدی اصلاح شود. 
اولین نکته گستره ی انتخاب جناب آقای فاطمیان است. همان طور که مولف گفته است واقعا باز بینی ده هزار مجموعه کار شاقی است، 8 سال عمر گذاشتن برای یک کار! چون من خودم برای فرهنگ اصطلاحات و کنایات مداحی 14 سال وقت گذاشتم، می دانم کار مولف چقدر کار سنگینی بوده است، حالا کار من بیشتر جست و جو در هیئت ها و ضبط کردن یعنی تحقیق میدانی بوده است. در گفتار و افواه مداحان می شنیدم ضبط می کردم بازنویسی می کردم ولی دیدن کتاب خیلی سخت است! پیدا کردن کتاب خیلی سخت است. نگارنده دیوان هایی را دیدند که واقعا شذَ و نَدر (نادر) است، انصافاً همین یک حرکت مولف به همه ی آنچه که من بعد از این می گویم ارزش دارد و سنگینی می کند. مثل دیوان خطی خان محمد دشتی صفحه756 یا دیوان خطی بیدل شیرازی، من اعتراف می کنم این اسم را تا حالا نشنیده بودم! 
نکته ی دوم احساس می کنم مولف یک گرایش خاصی به شاعران قدیم و  سنت گرا دارد، حق هم دارد سلیقه ی ایشان این بوده است و خودشان هم خواننده سنتی هستند. من این ذهنیت را در دو زاویه متفاوت می خواهم تحلیل کنم، یکی اینکه وقتی مولف سراغ شعرای قدیم می رود آیا نگاه تاریخ ادبیاتی داشته است یعنی همان نگاه دانشگاهی که ابتدای جلسه مطرح کردم، جواب منفی است! چون در انتخاب ها نه تحلیل می بینیم، نه جریان شناسی می بینیم، نه نگاه تذکره ای! بنابراین نگاه دانشگاهی نیست از آن ور هم جمع آوری عمومی نیست، جسارتاً واژه ی بهتری سراغ ندارم، مبنای جمع آوری نگاه کشکولی است یعنی شعرهایی که باب طبع مولف بوده انتخاب شده است و هر چیزی که پسند مولف بوده است  البته که آن هم نیست! به جهتی که می بینم بعضی از شعرها در این مجموعه راه پیدا نکرده است ولی مولف مطمئناً آنها را خوانده است. مثلاً از داوری شیرازی 2 شعر بیشتر نیامده است با اینکه شاعری هست که نمونه های خیلی خوبی دارد. فکر میکنم این شعر:
از حدیث شهدا مختصری می شنوی
که یکی از کارهای معروف و اعتراضی ایشان است، در این کتاب نیامده است. 
نکته ی بعدی ابهامی است که منِ سیدمهدی حسینی در مورد نحوه انتخاب اشعار دارم، قضاوت نمی کنم! ببینید من نمی دانم این اشعاری که حالا مولف می گوید برای مداح ولی من احساس می کنم برای شاعر جمع کرده است! اما پس چرا در این مجموعه از شعرای امروز و جریانات شعری امروز کمتر شعر آمده است، نگارنده اگر چه گفته است برای مداح ها این اشعار را انتخاب کردم یا اولویت اولشان مداحان بوده است، اگر برای مداح است خوب حتما! مولف اعتقاد دارد به بحث پیوند این سه ضلع  مهم در شعر:
1. عاطفه 
2. موسیقی 
3. زبان 
من نمونه هایی برای  شما می آورم که به نظرم قابل اجرا در هیئت نیست، به جهتی که من خودم یک مستمع هیئتم و قبلاً خواننده بودم. حتی از نظر موسیقایی می شود نمونه هایش ذکر شود که به نظرم به این موضوع توجه نشده است ولی مصادیق دارد که جای بحث است. اینکه مولف خواسته است اشعاری را پیشنهاد بدهد تا در هیئت خوانده شود و در ناخودآگاه می گوید این اشعار را هم می شود استفاده کرد! خوب این هویت مولف است که کما بیش در اثر نمود دارد که ای کاش این نکته در پاورقی می آمد، خلأ بزرگ این مجموعه همین پاورقی هاست که من دنبالش هستم و هر چه می گردم بیشتر نمی یابم! 
نکته ی بعدی که می توان به عنوان سوال  مطرح کرد این است که چرا سلیقه مداحان امروز مورد نظر نگارنده نبوده است؟ یعنی قطعاً 90 درصد اشعار این مجموعه را مداح های امروز نمی خوانند! البته یک جاهایی از نظر محتویی قابل دفاع است. به نظرم بعضی از ابیات در این مجموعه باید حذف می شد.
نکته ی بعدی اینکه اگر در گزینش محور دانشگاهی مدنظر باشد بالاخره باید با معیارهای علمی سازگار باشد. 
یکی از نکاتی که خیلی برایم دغدغه است این است که مولف ارجاعاتشان بدون صفحه ی کتاب است، یعنی مثلاً در زیر شعر نوشته است (نخل میثم)، دیگر از جلد و صفحه خبری نیست! شاید من بخواهم بروم آن شعر را ببینم، مقایسه کنم! پس با این حال این کتاب چه رفرنس داشته باشد چه نداشته باشد از این جهت هیچ فرقی نکرده است! چون نام کتاب آمده ولی نام صفحه نیامده است. یعنی اینگونه مخاطب باید یک دیوان را برای پیدا کردن یک شعر بگردد! 

 

 

ادامه دارد .....

نظرات

ارسال نظرات

وارد کردن نام و نام خانوادگی و پست الکترونیک اجباری می باشد.*

*