انجمن شاعران اهل بیت علیهما سلام
چله شعر - استاد مرتضی امیری اسفندقه

نقد شعر

چله شعر - استاد مرتضی امیری اسفندقه

مجلس چهاردهم - 15 اسفند 91

" چله شعر " تهجد واژه‌ها و مضامین است در زاویه‌ی محبت و ادب،
به قصد تزکیه کلام و حضور پاک آن‌ها در شعر."چله شعر" خلاصه مباحث
مطرح شده در سلسله جلسات " مکتوب اشک " است که با حفظ لحن
بیان استاد مرتضی امیری اسفندقه در قالب چهل مجلس منتشر می‌شود.
سلسله جلسات "مکتوب اشک" به صورت مستمر و هفتگی، بین سالهای
۱۳۹۱ و ۱۳۹۲ در مجمع شاعران اهل بیت علیهم السلام برگزار شد و با
اقبال شاعران ولایی مواجه گردید.

 

در شعری كه آقای محمّد بیابانی برای امام حسن عسگری(ع) خواندند، در قسمتی سروده بودند:
«درون سینه‌ام انگار شور دیگری دارم
به لطف ساقی امشب در سبویم كوثری دارم
به دستی زلف یار و دست دیگر ساغری دارم
شرابی ناب از انگور‌های عسکری دارم
من امشب عشق را تكرار در تكرار می‌خوانم
حسن جانم! حسن جانم! حسن جانم! حسن جانم!»
خوب است حالا كه شاعر زحمت خودش را در سرایش كشیده است، این نكته را در نظر داشته باشد كه در تضمین مصرع‌های دیگر شاعران باید توجّه داشته باشیم كه مضامین با ساحت قدسی اهل بیت(ع) سنخیت تمام و كمال داشته باشد. مولوی گفته است:
«یك دست جام باده و یك دست زلف یار
رقصی چنین میانه‌ی میدانم آرزوست»
امّا آیا ما نمی‌توانیم با حالت شعر تغزّلی رایج دست در زلف امام معصوم(ع) كنیم!؟ این مضمون باید تلطیف شود. هم‌چنین نكته‌ی دیگری كه در این بند به چشم می‌خورد، این است كه باید موسیقیِ «یاء» پایانی در قوافی از یك جنس باشد.
بحث دیگری كه هست، در ادبیات آیینی گاه می‌گوییم «دم مسیحایی امام رضا(ع)». اگرچه حضرت مسیح(ع) پیغمبر است و جایگاه ایشان بر كسی پوشیده نیست، امّا این‌که نفس یا نگاه معصومین(ع) را به معجزات انبیا مانند كنیم، صحیح نیست؛ صرف نظر از این‌که جایگاه پیمبران نیز به طور خاص می‌تواند مضمون نابی برای سرایش باشد، لزوماً این قیاس‌ها همیشه درست نیست. باید دانست كه مسیح(ع) دم امام رضایی دارد نه این‌که امام رضا(ع) دم مسیحایی داشته باشد. هرچند شاعر نباید در این مضامین از دایره‌ی اعتدال خارج شود. شعری كه آقای محمّد بیابانی خواندند، زیبایی‌های قابل توجّهی داشت؛ از جمله:
«نگاهی باز می‌گیرد سر راه نگاهم را»
كه اگر «نگاهی باز» را به صورت تركیبی بخوانیم، می‌بینیم كه واژه‌ی «باز» در این مصرع به صورت زیبایی در دو معنای «نگاهی دوباره» و «نگاهی دل‌باز و روشن و وسیع» به كار برده شده است كه سرانجام مصرع خاطره‌انگیزی را رقم زده است.
در شعری كه آقای مهرداد مهرابی در حوزه‌ی پند و مرثیه‌ی سیّدالشّهدا(ع) خواندند، در مصراعی كه حال حضرت زینب(س) در ظهر عاشورا توصیف می‌شود:
«مثل یك مرغ بی‌پر و بی‌بال، دلش از غصّه بود مالامال»
باید توجّه داشت كه بار معنایی واژه‌ی «مرغ» در عصر حاضر با گذشته خیلی تفاوت پیدا كرده است. مرغ در ادب پارسی به معنای مطلق پرنده است، ولی با گذشت زمان بار معنایی این واژه تغییر پیدا كرده است. به طوری كه هم‌نشین واژه‌ی قصّاب شده است. مرغی كه ما در حال حاضر می‌شناسیم، بالی برای پریدن ندارد و جدا از این بهتر است تشبیهاتی از این دست برای حضرات معصومین(ع) مورد استفاده قرار نگیرد. «مرغ بی‌پر و بی‌بال» شرح حال مناسبی برای حضرت زینب(ع) نمی‌تواند باشد. تعابیری از این دست با شکوه و عظمت حماسه¬ی ابد ماندگار حضرت زینب کبری(س) سازگاری ندارد.

 

نظرات

ارسال نظرات

وارد کردن نام و نام خانوادگی و پست الکترونیک اجباری می باشد.*

*